تصويرسازى ذهنى در ورزش تیر و کمان

IMG_1194.jpg

در ورزش حرفه اى امروزه از مسايل روانشناسى بسيار استفاده مى شود كه يكى از مقوله هاى مهم آن تصويرسازى ذهنى است. تصويرسازى ذهنى براى بالا بردن توان عضله و توان بدنى مفيد است اما براى آنكه تمام تاثيرات لازم و مفيد از آن برده شود بايد مراحل انجام اين كار به صورت كامل رعايت شود و يكسرى مولفه ها در نظر گرفته شود. در اين مطلب راه و روش درست تصويرسازى ذهنى به صورت كامل گفته مى شود.این تصویر ذهنی در ورزش تیر و کمان می تواند تا ۴۵ درصد در موفقیت ورزشکار موثر باشد.

۱ـ هر فردى مجهز به يك ضمير خودآگاه (ذهن هوشيار) و يك ضمير ناخودآگاه (ذهن نيمه هوشيار) و يك ضمير فوق آگاه (ذهن فوق هوشيار) است.
۲- يكى از راه هاى تغيير افكار، تغيير تصاوير ذهنى است.
۳ـ هر فردى، يك تصوير ذهنى از خود دارد كه برآينده خود پندارهاى او در موضوعات مختلف است.
۴ـ فكر كردن و تكرار ذهنى يك تجربه باعث تقويت تصويرذهنى و تاييد بيشتر آن مى شود.
۵ـ ابتدا بايد تصويرذهنى را اصلاح كرد.
۶ـ تصاوير ذهنى قابليت جراحى شدن را دارند.
۷ـ تصاوير ذهنى تامين كننده برنامه هاى ضمير ناخودآگاه ما هستند و ضمير ناخودآگاه مسؤول اجرايى بخش اعظم زندگى ماست.
۸ ـ مغز ما به دو نيم كره راست و چپ تقسيم مى شود كه نيمكره چپ امور مربوط به استدلال و منطق و تجزيه و تحليل و تفكر عمودى را كنترل مى نمايد و نيمكره راست مسائل مربوط به تخيل و سليقه و هنر و احساس و … را شامل مى شود.
۹ـ نيمكره راست نسبت به لحن، بلندى، كوتاهى و جهت صدا حساس است.
۱۰ـ نيم كره راست نسبت به محتوا و مضمون پيام حساس است و به محتواى كلامى و منطقى آن كارى ندارد. بنابر اين تلقينات و پيام هايى كه مورد تاكيد خاص قرار بگيرند به نيمكره راست مغز مى روند.
۱۱ـ براى ايجاد يك حالت جديد بايد مديريت تصاوير ذهنى را به طرز قابل قبولى فرا بگيريد.
۱۲ـ هر تصويرى ذهنى داراى كيفيت هاى فرعى است (بصرى - سمعى - لمسى)
۱۳ـ مهمترين كيفيت هاى فرعى تصاوير:
- حركت و سكون
- رنگى يا سياه و سفيد
- نور و ميزان روشنى
- اندازه
- فاصله
- چند بعدى
- تضاد رنگ
- زاويه ديد
- سرعت
۱۴ - مهمترين كيفيت هاى فرعى سمعى
۱ـ شدت ۲- ارتفاع ۳- سكوت ۴- لحن و طنين ۵ - فركانس صدا ۶- جابجايى ۷ - فاصله
۱۵- مهمترين كيفيت هاى فرعى لمسى:
۱- سردى و گرمى ۲- فشار ۳ - وزن ۴ - غلظت ۵ - سوزش ۶ - درد
۱۶- مى توان با استفاده از كيفيت هاى فرعى، تصاوير ذهنى را كارگردانى نمود.
۱۷ - تصاوير ذهنى به حالت خود احساس و ديگر احساس وجود دارد كه معمولا براى جذب و دريافت از حالت خود احساس و براى دفع از حالت ديگر احساس استفاده مى شود.
۱۸- براى استفاده از تكنيك هاى تصويرسازى ذهنى بايد به چند نكته توجه داشته باشيد:
۱- در زمان حال ۲- مثبت ۳ - با آرامش مناسب
۱۹- براى تحقق هر هدفى، ابتدا تصاوير روشن و مناسبى با توجه به كيفيت هاى فرعى بسازيد (حالت خود احساس)
۲۰- ضمير خود آگاه به منزله سواركار و ضمير ناخودآگاه به منزله اسب است.
۲۱- تلقين و تكرار تامين كننده ضمير ناخودآگاه است و بايد در سطح مربوط به آن به كارگيرى و استفاده گردد.
۲۲- يكى از خطاهاى رايج در استفاده از تكنيك ها تصوير ذهنى اين است كه سطح هوشيار و خود آگاه را در لحظه استفاده از تصاوير ذهنى دخالت مى دهند. هر يك بايد كار خودش را انجام دهد.
۲۳- هر كسى بايد يك استراحتگاه ذهنى و يك خوابگاه ذهنى داشته باشد.
۲۴ - قبل از مطالعه ، كلاس، امتحان و هر كار مهم ديگر ابتدا به مدت چند دقيقه با رعايت شرايط و ضوابط لازم تصوير ذهنى مربوطه را در حالت خود احساس بسازيد و سپس كار را انجام دهيد.
۲۵- براى استفاده از تصوير ذهنى بايد در حالت «الفا» قرار گرفت.
۲۶- طبقه بندى امواج مغزى به صورت زير است:
۱- امواج «بتا»: حالت عادى و هوشيار با فركانس ۱۴ تا ۲۵ و ندرتا ۵۰ سيكل در ثانيه
۲- امواج «آلفا»: حالت آرامش و استراحت ذهن و جسم - نظم قابل توجهى دارند - فركانس بين ۴ تا ۱۳ سيكل ثانيه.
۳ - امواج «تتا»: خواب سبك با فركانس ۶ تا ۷ سيكل ثانيه.
۴- امواج «لاندا»: خواب عميق فركانس كمتر از ۵/۳ سيكل در ثانيه.
بهترين حالت براى RELAXTIONامواج آلفا است.
۲۷- در هر روز حداقل ۲ مرتبه و هر مرتبه حدود ۲۰ دقيقه تمرين آرام سازى ذهن و جسم را انجام دهيد.
۲۸- استفاده از تصاوير و صحنه هاى طبيعى جذاب در ايجاد استراحت ذهنى بسيار موثر است.

۲۹ـ بعضى از موسيقى ها براى رسيدن به حالت آلفا كمك موثرى است.
۳۰ـ توجه به نقاط قوت و تجربيات مثبت و لذتبخش در هنگام تصويرسازى ذهنى، عامل بسيار خوبى براى تقويت حس مثبت است.
۳۱ـ با استفاده از پيشرفت هايى كه در علم NLP و سايكوسيبرنتيك مشاهده مى شود با حد بسيار بالايى مى توان از شكل هاى مختلف تصوير ذهنى براى تسلط بيشتر بر ذهن (نه تسلط بر نفس) استفاده كرده توصيه مى شود

وانشناسي ورزشي 2

وانشناسي ورزشي با عوامل روانشناسي مربوط به عملكرد و همكاري در ورزش، تمرينات بدني و انواع ديگر فعاليت‌هاي فيزيكي سر‌و‌كار دارد.

روانشناس ورزش سه هدف مهم را دنبال مي‌كند:

افزايش كارايي: كمك به ورزشكاران براي بهبود عملكردشان با استفاده از اصول روانشناسي.

درك تأثير همكاري، تمرينات بدني و فعاليت‌هاي فيزيكي،مؤلفه‌هاي شناختي و هيجاني روي سلامت.

پيشگيري از صدمات مانند صدمات ناشي از ضربه‌هاي مغزي.

حوزه‌ فعاليت خاص روانشناسي ورزش:

· برنامه‌ريزي براي عملكرد بهينه

· آموزش مهارت‌هاي تصويرسازي

· مديريت انرژي هيجاني

· پرورش مهارت‌هاي توجه و تمركز

· افزايش انگيزه و اعتمادبه‌نفس

· انتخاب استراتژي

· بهبود قواي ذهني

· آموزش بيوفيدبك

· مديريت استرس

· مشاوره براي اضطراب‌هاي حاد

· آموزش غلبه بر افت عملكرد

· استفاده از نوروفيدبك براي كمك به تمركز و قرار گرفتن در Zone

اولين آزمايشگاه (لابراتوار) روانشناسي ورزش در سال 1920 و در برلين آلمان تأسيس شد. بعدي به فاصله كمي از آن در روسيه و در سال 1925 نيز اولين لابراتوار روانشناسي ورزش در دانشگاه ايلينويس در آمريكاي شمالي و توسط كلمان گريفيث روانشناس تأسيس شدند. گريفيث اولين كتاب روانشناسي ورزشي را در سال 1926 نوشت.

عملكرد بهينه در ورزش

ورزش يك فعاليت بصري است و موفقيت در آن به حفظ گوش بزنگي و توجه به تكليف از طريق بينايي وابسته است. يك ورزشكار در ميدان رقابت با محرك‌هاي زيادي روبروست، بنابر‌اين به منظور تمركز بر روي يك محرك خاص و كنترل محرك‌هاي ديگر، منابع انرژي و منابع تمركزي زيادي استفاده مي‌كنند:

1- جستجوي مهم‌ترين اطلاعات محيطي

2- پيش‌بيني محرك‌ها و واكنش صحيح مقابل آنها

3- تصميم‌گيري در مورد اينكه كي و چگونه بايد پاسخ دهد

4- ايجاد پاسخ حركتي مناسب در مواجهه با محرك‌ها

به عنوان مثال يك فوتباليست در ميدان رقابت، محرك‌هاي زيادي از قبيل بازيكنان حريف، تشويق هواداران، بازيكنان خودي، توپ، داور، دروازه و ... را تجربه مي‌كند. چنانچه اين بازيكن بخواهد پاس صحيحي بدهد، بايد:

1- به بازيكني كه موقعيت خوبي دارد پاس دهد

2- مراقب تكل بازيكن حريف باشد

3- در پاس دادن تأخير يا عجله نداشته باشد

4- پاس را صحيح بدهد

ورزشكاران زبده اغلب حركات پيچيده را طوري انجام مي‌دهند كه به نظر مي‌رسد بدون كمترين هوشياري و آگاهي و بصورت خودكار انجام مي‌شوند. به اين حالت اصطلاحا? بودن در "Zone" يا « خودكار شدن رفتار » مي‌گويند. اين ويژگي اغلب مرتبط با تمركز و توجه بيروني است. اين افراد در هنگام ورزش بجاي توجه هوشيارانه به حركات دروني (مثل دست‌ها و پاها)، بر جنبه‌هاي خارجي از قبيل توپ، هدف، بسكت و ... توجه مي‌كنند. يکي از مهم ترين عوامل عملکرد بهينه ورزشکاران در ميدان رقابت، تنظيم توجه بگونه اي است که تلاش هوشيارانه کمي لازم دارد. عملکرد ضعيف، به دليل پردازش هوشيار و تلاشمند اطلاعات است. نتيجه چنين حالتي، تحريک زياد حرکات ماهيچه‌اي و درگيري زياد نيمکره چپ، قبل و در حين انجام تکليف است. در صورتيکه در عملکرد بهينه، ورزشکار بر حرکات خود تمرکز نکرده و تمام توجه خود را معطوف به اهداف خارجي مي‌کند. به عبارت ديگر، کنترل دقيق و هوشيارانه حرکات بدني، اثربخشي کمتر از کنترل ناهشيار و خودکار حرکات بدني ( و در عوض توجه به محرکات بيروني ) داشته، و باعث افزايش اضطراب و افت عملکرد مي‌شود. اضطراب بوجود آمده، هيجانات منفي را به‌همراه مي‌آورد و ورزشکار را مجبور مي‌سازد تا به جاي توجه به محرکات بيروني، توجه خود را معطوف افکار و هيجانات منفي خود کند و در کل يک بازي احساسي ارائه دهد.

اهميت وضعيت ذهني و رواني در قهرمانان

براي يك ورزشكار زبده، كسب تمركز در پراسترس‌ترين لحظات به معناي تفاوت در كسب مقام اول و چهارم است. امروزه تفاوت فيزيكي زيادي بين قهرمانان ورزشي وجود ندارد بلكه اختلاف در وضعيت ذهني و رواني آنان است، معمولاً در سطوح قهرماني، شرايط فيزيكي و تجارب ورزشكاران همانند است و آنچه اهميت پيدا مي‌كند آمادگي‌هاي ذهني و رواني افراد است. در آينده، رقابت بر سر مديريت ذهني ورزشكاران جاي تلاش روزافزون براي بهبود وضعيت فيزيكي و جسمي آنان را مي‌گيرد. اندازه‌گيري مسائل پنهان مانند فكر و احساس در ورزشكاران كليد پيشرفت‌هاي آتي در ورزش است.

ورزش‌هاي مختلف به انواع و درجات مختلفي از ملزومات رواني نياز دارند. مثلاً ورزش وزنه‌برداري نسبت به تنيس كمتر به مسائل رواني و فكري وابسته است. تنيس تاكتيك‌ها و استراتژي‌هاي پيچيده‌اي را به خدمت مي‌گيرد، تكنيك بالايي مي‌طلبد وفريب دادن حريف و داشتن خلاقيت نقش مهمي در آن بازي مي‌كند.

نوروفيدبك و دستيابي به Zone

قهرمانان ورزشي، بدن‌هايشان را به روش‌هاي مختلف اما يا هدف مشترك رسيدن به بهترين كارايي و عملكرد ممكن پرورش مي‌دهند. شما اغلب عضلاتتان را آماده مي‌كنيد اما به اهداف بزرگتان دست پيدا نمي‌كنيد. مانعي سر راه شما قرار دارد و آن در بسياري از مواقع فعاليت‌هاي مغز شماست. با استفاده از نوروفيدبك مي‌آموزيد كه چگونه بطرز مؤثر و كارآمدي مغزتان را براي رسيدن به شرايط مطلوب اصلاح و تربيت نماييد. نوروفيدبك يكي از لوازم اساسي مورد استفاده تيم‌هاي بزرگ ورزشي و قهرمانان المپيك براي دست يافتن به عملكرد بهينه است. نوروفيدبك طي جلسات مختلف، مغز را براي فعاليت با الگوي مناسب پرورش مي‌دهد. اين حالت در برگيرنده افزايش يا كاهش فعاليت امواج خاصي در مناطق خاصي از مغز است. فعاليت امواج مغزي شما به شكل برانگيختگي در بدن يا مغزتان بروز مي‌كند. براي اينكه يك ورزشكار موفق باشد لازم است بدنش در حالت برانگيخته و ذهنش در آرامش باشد. اين حالت غالباً قرار گرفتن در «Zone» ناميده مي‌شود. هركدام از امواج مغزي (بتا، آلفا، تتا و دلتا) بايد در سطح خاصي از فعاليت باشند تا اين وضعيت حاصل شود.

نوروفيدبك (EEG بيوفيدبك) قابليت بازآموزي فعاليت امواج مغزي براي كسب بهترين عملكرد در ورزشكاران رشته‌هاي مختلف ورزشي را فراهم مي‌كند. براي مثال براي آرام‌سازي ذهن هنگام تيراندازي با كمان مي‌توان از نوروفيدبك كمك گرفت. نوروفيدبك همچنين مي‌تواند براي بهبود تمركز، كاركرد شناختي و كنترل هيجانات و مسائل بوجود آمده بدنبال ضربه‌هاي مغزي و يا صدمات سبك وارده به افزايش تعادل فيزيكي در ژيمناستيك، اسكيت روي يخ، اسكي و... استفاده شود. نوروفيدبك همان بيوفيدبك امواج مغزي است. معمولاً يك جفت الكترود روي پوست سر و يك يا دو الكترود هم به لاله گوش‌ها وصل مي‌شوند. اين وسيله فيدبك سريع صوتي يا تصويري از فعاليت امواج مغزي فرد به او درآمد مي‌دهد. فعاليت الكتريكي مغز به كامپيوتر فرستاده مي‌شود. ما معمولاً بدليل ناآگاهي از فعاليت امواج مغزي خود، از تأثيرگذاري مناسب و مطمئن بر آن‌ها ناتوانيم. در حاليكه نمايش اين امواج روي صفحه مانيتور و فقط چند هزارم ثانيه پس از توليد آن‌ها، به ما اين امكان را مي‌دهد كه از طريق فرايند شرطي‌سازي عامل آن‌ها را تغيير دهيم. اكنون و به اين ترتيب ما واقعاً قادر به بازآموزي مغزمان شده‌ايم.

در ابتدا تغييرات كوتاه‌مدت هستند اما پس از مدتي دوام بيشتري مي‌يابند و با استمرار بيوفيدبك، تمرين و مديريت، اين آموزش در اكثر افراد اتفاق افتاده و تداوم مي‌يابد. محل قرار دادن اكترودها بر مبناي نقشه مغزي بدست آمده از الكتروانسفالوگرافي كمي (QEEG) و مناطق مغزي مرتبط با كاركردهاي خاص تعيين مي‌شود.

مهم‌ترين امواج مغزي عبارتند از دلتا، تتا، آلفا و بتا. در تمام حلالات رواني تمام اين امواج وجود دارند اما هركدام در حالت خاصي فعاليت بيشتري دارند. امواج دلتا مرتبط با خواب هستند. امواج بتا در طول انجام فعاليت‌هاي شناختي پيچيده، گفتگوهاي منطقي، تفكر ... ديده مي‌شوند. به طور كلي امواج بتا در حالت برانگيختگي (Arousal) بيشترين فعاليت را دارند. امواج آلفا در حالت آرامش، ريلكسيشن، قدم زدن در پارك و لذت بردن از محيط و... ديده مي‌شود. برخلاف بتا، آلفا در حالت عدم برانگيختگي بيشترين فعاليت را دارد. امواج تتا در حالت خيالپردازي و تفكر خلاقانه وجود دارد. تتا حالتي است كه فرد تكاليف پيچيده را بصورت خودكار و بدون اينكه فعاليت ذهني زيادي داشته باشد انجام مي‌دهد. با بررسي وضعيت مغز از لحاظ فعاليت امواج مغزي (نقشه‌هاي مغزي QEEG) و استفاده از نوروفيدبك مي‌توان امواج را در مواقع لازم و در شرايط مناسب تنظيم كرد. نوروفيدبك فرصت بهينه‌سازي عملكرد ورزشي و فكري را بدون استفاده از دارو فراهم مي‌آورد. زمينه‌هاي مختلف ورزشي وجود دارند كه نوروفيدبك در آن‌ها كاربرد دارد، از جمله: افزايش تمركز و توجه، كاهش اضطراب، افزايش كنترل روي هيجانات (مانند خشم)، غلبه بر تأثيرات ناشي از ضربات سبك يا سخت مغزي و نيز افزايش تعادل فيزيكي.

براي مثال در تيراندازي يا گلف، آموزش نوروفيدبك به منظور افزايش موج آلفا و آرام كردن ذهن بكار مي‌رود در حاليكه ورزشكاران در بعضي ورزش‌ها از نوروفيدبك براي كاهش فعاليت آلفا و تتا در بعضي مناطق مغزي همراه با افزايش بتا و به منظور كسب نوع متفاوتي از تمركز يا برانگيختگي استفاده مي‌كنند. در كنار نيازهاي متفاوت فعاليت‌هاي ورزشي مختلف، كاركرد مغزي خود ورزشكاران نيز برحسب مسائل ژنتيكي مانند (ADD/ADHD)، در استفاده از نوروفيدبك مؤثر است. شواهد نشان مي‌دهد بازيكنان فوتبال كه از ضربات سر بسيار استفاده مي‌كنند ممكن است تغييرات EEG و نورولوژيك و نقائص عصب ـ روانشناختي را تجربه كنند. بنابراين تمام مغزها يك نوع مشابه آموزش را احتياج ندارند.

حوزه ديگر تأثيرگذاري نوروفيدبك بر ورزش، افزايش تعادل فيزيكي در ورزشكاران است. فوايد حاصل از افزايش تعادل فيزيكي بر ورزش‌هايي مانند ژيمناستيك، اسكي، اسكيت روي يخ، هاكي، اسكيت، اسنوبورد، باله و حتي تنيس، بسكتبال، بيس‌بال، فوتبال و هنرهاي رزمي واضح و روشن است. همچنين گاهي مشكلات تعادلي به دنبال صدمات مغزي در ورزش‌هايي مانند اسكي يا هاكي بوجود مي‌آيند.

بعضي قهرمانان و ورزشكاراني كه از بيوفيدبک و نوروفيدبك استفاده كرده‌اند:

بازيكنان تيم فوتبال آث ميلان ايتاليا

ريچارد فالدز (Richard Faulds)، دارنده مدال طلاي المپيك 2000 سيدني: تكنولوژي امواج مغزي، آينده ورزش‌هاي رقابتي است. اين تكنولوژي به من كمك كرد تا هنگام تحت فشار بودن، تمركز و خونسردي خود را حفظ كنم.

هرمان ماير (Herman Maier) دارنده مدال طلاي المپيك در رشته اسكي

قهرمان تنيس ماري پيرس (Mary Pierce)

شناگر آمريكايي المپيك، چادكاروين (Chad Carvin) در ميان اولين نفراتي بود كه از اين سيستم استفاده كردند. وي مي‌گويد كه سيستم آموزش دستيابي به عملكرد بهينه (peak Achievement Training) به او كمك كرد تا در Zone تمركز بهينه قهرماني قرار گيرد.

مارك توايت (Mark Twight) كوهنورد برجسته و مشهور از 1996 استفاده از آموزش امواج مغزي را آغاز كرد. او مي‌گويد: در حرفه من، شكست بيشتر بدليل رواني اتفاق مي‌افتد تا فيزيكي. تكنولوژي امواج مغزي به من كمک مي‌كند تا در مواقع ضروري اعتمادبه‌نفس و كارايي فوق‌العاده خود را بدست آورم.

______________________________________________________________

تصويرسازى ذهنى در ورزش تیر اندازی با کمان


در ورزش حرفه اى امروزه از مسايل روانشناسى بسيار استفاده مى شود كه يكى از مقوله هاى مهم آن تصويرسازى ذهنى است. تصويرسازى ذهنى براى بالا بردن توان عضله و توان بدنى مفيد است اما براى آنكه تمام تاثيرات لازم و مفيد از آن برده شود بايد مراحل انجام اين كار به صورت كامل رعايت شود و يكسرى مولفه ها در نظر گرفته شود. در اين مطلب راه و روش درست تصويرسازى ذهنى به صورت كامل گفته مى شود.این تصویر ذهنی در ورزش تیر و کمان می تواند تا ۴۵ درصد در موفقیت ورزشکار موثر باشد.
۱ـ هر فردى مجهز به يك ضمير خودآگاه (ذهن هوشيار) و يك ضمير ناخودآگاه (ذهن نيمه هوشيار) و يك ضمير فوق آگاه (ذهن فوق هوشيار) است.
۲- يكى از راه هاى تغيير افكار، تغيير تصاوير ذهنى است.
۳ـ هر فردى، يك تصوير ذهنى از خود دارد كه برآينده خود پندارهاى او در موضوعات مختلف است.
۴ـ فكر كردن و تكرار ذهنى يك تجربه باعث تقويت تصويرذهنى و تاييد بيشتر آن مى شود.
۵ـ ابتدا بايد تصويرذهنى را اصلاح كرد.
۶ـ تصاوير ذهنى قابليت جراحى شدن را دارند.
۷ـ تصاوير ذهنى تامين كننده برنامه هاى ضمير ناخودآگاه ما هستند و ضمير ناخودآگاه مسؤول اجرايى بخش اعظم زندگى ماست.
۸ ـ مغز ما به دو نيم كره راست و چپ تقسيم مى شود كه نيمكره چپ امور مربوط به استدلال و منطق و تجزيه و تحليل و تفكر عمودى را كنترل مى نمايد و نيمكره راست مسائل مربوط به تخيل و سليقه و هنر و احساس و … را شامل مى شود.
۹ـ نيمكره راست نسبت به لحن، بلندى، كوتاهى و جهت صدا حساس است.
۱۰ـ نيم كره راست نسبت به محتوا و مضمون پيام حساس است و به محتواى كلامى و منطقى آن كارى ندارد. بنابر اين تلقينات و پيام هايى كه مورد تاكيد خاص قرار بگيرند به نيمكره راست مغز مى روند.
۱۱ـ براى ايجاد يك حالت جديد بايد مديريت تصاوير ذهنى را به طرز قابل قبولى فرا بگيريد.
۱۲ـ هر تصويرى ذهنى داراى كيفيت هاى فرعى است (بصرى - سمعى - لمسى)
۱۳ـ مهمترين كيفيت هاى فرعى تصاوير:
- حركت و سكون
- رنگى يا سياه و سفيد
- نور و ميزان روشنى
- اندازه
- فاصله
- چند بعدى
- تضاد رنگ
- زاويه ديد
- سرعت
۱۴ - مهمترين كيفيت هاى فرعى سمعى
۱ـ شدت ۲- ارتفاع ۳- سكوت ۴- لحن و طنين ۵ - فركانس صدا ۶- جابجايى ۷ - فاصله
۱۵- مهمترين كيفيت هاى فرعى لمسى:
۱- سردى و گرمى ۲- فشار ۳ - وزن ۴ - غلظت ۵ - سوزش ۶ - درد
۱۶- مى توان با استفاده از كيفيت هاى فرعى، تصاوير ذهنى را كارگردانى نمود.
۱۷ - تصاوير ذهنى به حالت خود احساس و ديگر احساس وجود دارد كه معمولا براى جذب و دريافت از حالت خود احساس و براى دفع از حالت ديگر احساس استفاده مى شود.
۱۸- براى استفاده از تكنيك هاى تصويرسازى ذهنى بايد به چند نكته توجه داشته باشيد:
۱- در زمان حال ۲- مثبت ۳ - با آرامش مناسب
۱۹- براى تحقق هر هدفى، ابتدا تصاوير روشن و مناسبى با توجه به كيفيت هاى فرعى بسازيد (حالت خود احساس)
۲۰- ضمير خود آگاه به منزله سواركار و ضمير ناخودآگاه به منزله اسب است.
۲۱- تلقين و تكرار تامين كننده ضمير ناخودآگاه است و بايد در سطح مربوط به آن به كارگيرى و استفاده گردد.
۲۲- يكى از خطاهاى رايج در استفاده از تكنيك ها تصوير ذهنى اين است كه سطح هوشيار و خود آگاه را در لحظه استفاده از تصاوير ذهنى دخالت مى دهند. هر يك بايد كار خودش را انجام دهد.
۲۳- هر كسى بايد يك استراحتگاه ذهنى و يك خوابگاه ذهنى داشته باشد.
۲۴ - قبل از مطالعه ، كلاس، امتحان و هر كار مهم ديگر ابتدا به مدت چند دقيقه با رعايت شرايط و ضوابط لازم تصوير ذهنى مربوطه را در حالت خود احساس بسازيد و سپس كار را انجام دهيد.
۲۵- براى استفاده از تصوير ذهنى بايد در حالت «الفا» قرار گرفت.
۲۶- طبقه بندى امواج مغزى به صورت زير است:
۱- امواج «بتا»: حالت عادى و هوشيار با فركانس ۱۴ تا ۲۵ و ندرتا ۵۰ سيكل در ثانيه
۲- امواج «آلفا»: حالت آرامش و استراحت ذهن و جسم - نظم قابل توجهى دارند - فركانس بين ۴ تا ۱۳ سيكل ثانيه.
۳ - امواج «تتا»: خواب سبك با فركانس ۶ تا ۷ سيكل ثانيه.
۴- امواج «لاندا»: خواب عميق فركانس كمتر از ۵/۳ سيكل در ثانيه.
بهترين حالت براى RELAXTIONامواج آلفا است.
۲۷- در هر روز حداقل ۲ مرتبه و هر مرتبه حدود ۲۰ دقيقه تمرين آرام سازى ذهن و جسم را انجام دهيد.
۲۸- استفاده از تصاوير و صحنه هاى طبيعى جذاب در ايجاد استراحت ذهنى بسيار موثر است.

۲۹ـ بعضى از موسيقى ها براى رسيدن به حالت آلفا كمك موثرى است.
۳۰ـ توجه به نقاط قوت و تجربيات مثبت و لذتبخش در هنگام تصويرسازى ذهنى، عامل بسيار خوبى براى تقويت حس مثبت است.
۳۱ـ با استفاده از پيشرفت هايى كه در علم NLP و سايكوسيبرنتيك مشاهده مى شود با حد بسيار بالايى مى توان از شكل هاى مختلف تصوير ذهنى براى تسلط بيشتر بر ذهن (نه تسلط بر نفس) استفاده كرده توصيه مى شود.
_______________________________________________________________
روان شناسي در ورزش - تمرکز و آرامش ذهنی

آرامش ذهني در مقابل استرس يا فشار روحي قرار دارد. استرس يا فشار روحي ممکن است در اثر خستگي، هيجانات بالا، پراکندگي يا هجوم افکار منفي رخ دهد.عوامل استرس زا بطور عمده به دو بخش بيروني يا محيطي و دروني يا شناختي تقسيم مي گردد.

 

عوامل محيطي مي تواند شامل و سرو صداي زياد يا آلودگي صوتي، کار يکنواخت و مدوام و يا بطور مثال در ورزش، رفتار تماشاچيان موافق و مخالف يا تمرينات پيوسته و سنگين و برنامه ريزي نامتناسب تمريني باشد.

مجله کماندار

جهت مقابله با عوامل محيطي لازمست تا حد ممکن آنها را کنترل نمود. مربياني که فکر مي کنند با تمرينات فشرده و يکنواخت قادرند ورزشکاران خود را به سطح بالايي از کارايي برسانند، بيشتر سبب افت نيروي جسمي و رواني در آنان خواهند بود. از اين نظر روش تمرين متناوب به عنوان بهترين روش توصيه مي شود.

عوامل شناختي نيز مي تواند بعنوان نمونه شامل افکار منفي، برداشتهاي غيرمنطقي و تفسيرهاي نادرست نسبت به شرايط محيطي و ارزيابي از امکانات فردي باشد. باورها و انتظارات ما بر روي عواطف و خلقيات ما اثر مي گذارند و به ميزان تعيين کننده اي رفتارهاي ما را تحت تأثير قرار مي دهند. باورها و انتظارات ما از چگونگي تعبير و تفسيرمان از رويدادهاي زندگي و طرز تلقي شخصي مان از وقايع و قابليتهاي فردي ما سرچشمه مي گيرند.

يک «تفکر منفي» نسبت به خود همواره بدبينانه مي انديشد، خود را دست کم مي گيرد و نسبت به پديده هاي ديگر ارزيابي معکوس دارند.

 

راههاي مقابله با افکار منفي

1- توقف افکار منفي: وقتي افکار منفي خود را باز شناختيد مي توانيد با خود پايي و مراقبه اي که از اين طريق بر فرايند تفکر خود مي کنيد، هر گاه متوجه بروز حالات هيجاني و افکار منفي ناشي از آن شديد، بلافاصله آن افکار را متوقف کنيد.

2- تجزيه و تحليل افکار منفي: افکار خود را ارزيابي کنيد، در مقابل افکار منفي، جنبه هاي مثبت خود را يادآور شويد. قبول کنيد که داريد براي حريف، قدرت بيشتري قائل مي شويد، قبول کنيد که حتي شکست خوردن انتهاي کار نيست.

3- جايگزيني افکار مثبت: در اين روش فرد در مقابل افکار منفي، زمينه هاي مثبت و استعدادهاي خود را جويا مي شود و سعي در توجه و شکوفايي آنها مي نمايد.

 

ايده هاي غيرمنطقي و موجد استرس در ورزشکاران

1- در عملکردهايم نقصي نبايد وجود داشته باشد و نماي عملکرد را ضعيف بنماياند. اگر چنين شود، وحشتناک است.

2- اگر  واقعه اي درگذشته بر زندگي ام تأثير گذاشته، امروز نيز تأثير خود را در احساسات و رفتارم همچنان حفظ کرده است .

3- هميشه بايد افراد غيرمنصف و غير صميمي را سرزنش کرد و آنها را موجدات شرير و فاسدي پنداشت.

4- وقايع بايد هميشه آنگونه پيش روند و افراد آنسان عمل کنند که ، مطابق ميل من است.

 

ادراک

ادراک فرآيندي است که ما از طريق آن، طرحهايي از محرکها را در محيط خود، سازمان مي دهيم و تفسير مي کنيم.

از اين رو مي توان گفت وقتي محسوسات و احساسهايتان براي شما مشخص مي گردند و به آنها وقوف مي يابيد، در واقع ادراک صورت گرفته است. به اين سبب فرايند ادراک مستلزم وجود و حضور دو عامل مهم ديگر است که عبارتند از توجه و تمرکز در هر لحظه محرکهاي مختلفي به مغز مخابره مي شوند و حتي در حافظه بايگاني مي شوند. اما ما تنها به آن دسته از محرکهايي که توجه و به نوعي تمرکز داشته ايم وقوف مي يابيم و ادراکشان مي کنيم.

 

توجه و تمرکز

قسمت اعظم استراتژي ورزشي بر مبناي «توجه» پايه ريزي شده است.

«توجه» يک فرآيند شناختي است که بوسيله آن اطلاعات رسيده از محرکات، کشفف سازمانبندي و هدايت مي شوند.

در واقع ادراک زماني به سهولت صورت مي گيرد که شما به حس و احساسهاي دريافتي خود توجه کنيد. شايان ذکر است که در ادبيات ورزشي، تمرکز و توجه يکسان انگاشته مي شوند، اما در واقع چنين نيست.

تمرکز، توان نگهداري  توجه به روي محرک انتخاب شده براي زمان معيني است. به عبارتي تمرکز ، تثبيت توجه بر موضوع مورد نظر و قدرت حفظ آن است.

 

سه عامل مهم که برفرايند توجه اثر مي گذارند، عبارتند از :

1- علاقه و رغبت

2- طرح و راههاي ذهني

3- قدرت جداسازي و تميز و تشخيص حرکات نامربوط.

 

چند توصيه :

1- براي تمرکز فکر، تلاش و سعي زيادي نکنيد.

2- اگر پس از چند هفته تمرين اشکال جدي در تمرکز فکر داشتيد و به نوعي پرش افکار و هجوم در شما شدت داشت ، مناسب است با يک روان شناس مشاوره کنيد.

3- اگر هنگام خيره شدن به شعله شمع ، گاهي چشمهاي شما سنگين شدند و يا ريزش اشک را داشتيد، مي توانيد براي چند لحظه به آرامي پلک ها را روي هم بگذاريد و سپس به خيره شدن ادامه دهيد.

4- اين را بدانيد، تمرکز بايد كششي خود انگيخته باشد و نه کوششي پر زحمت، تمرکز نبايد با فشار انجام شود.

5- تمرکز در کار يا بازي بدين معني نيست که شخص همه انرژي ذهن خود را تنها به يک عمل و يک موضوع محدود کند، اين عمل سبب مي شود تا ميدان هوشياري و وقوف او تنگ شود، لذا نسبت به ساير محرکها و رويدادهاي ضروري پيرامون خود بي خبر و ناآگاه شود.

بهترين حالت آزاد بودن ذهن، توجه جهت داده شده و هدايت آگاهي در مسير مورد نظر است.

_____________________________________________________________

تاثير ورزش تير و کمان بر افسردگي

افسردگي در واقع يك بيماري فراگير و لطمه زننده به روح و روان آدمي است كه از مشخصات آشكار آن احساس پوچ بودن و ناراحتي؛احساس نا اميدي وبي ارزش بودن و تفكرات منفي است.
فرد مبتلا به افسردگي داراي رفتار كند و آهسته است. محققان علوم رفتاري ميگويند كه افسردگي هاي پيشرفته نشانه ها و علائمي هستند كه مي توانند فعاليتهاي روزمره ، مطالعه ، خواب ،‌ خوراك وشركت در فعاليت هاي خوشايند و سرگرم كننده را تحت تاثيرقرار دهند.

چنين حالتي ممكن است به دفعات در زندگي انسان روي دهد. به نظر محققان در نوع ديگر افسردگي ، اختلال رواني داراي نشانه هايي از طولاني مدت است . و براساس آن شخص از انجام فعاليت هاي روزانه يا برخورداري از احساساتي خوب و دلپذيرمحروم مي شود ودوره هاي پريشان خاطري قابل توجهي را در برخي از برهه هاي زندگي طي ميكند.
يك نوع ديگر افسردگي در واقع يك اختلال روحي شيدا گونه است كه نام بيماري افسردگي دو قطبي را گرفته است. اين نوع از ابتلا به افسردگي و پريشان خاطري، در بيشتر مواقع،تفكر؛قدرت تشخيص وحتي رفتارهاي اجتماعي را تحت تاثير قرار ميدهد،كه به بروز مشكلات جدي براي شخص و اطرافيان منجر مي شود.
علائم افسردگی:
خلق فرد افسرده مي‌شود، يعني غمگيني طولاني مدت دارد.
علاقه مندي وي نسبت به علايق گذشته‌اش از دست مي‌رود و غالبا بي‌حوصله است.
كم اشتهايي او را مي‌آزارد و غذا نمي‌خورد ، البته در برخي انواع آن پرخوري شيوع دارد.
خواب فرد مبتلا غالبا دچار مشكل مي‌شود معمولا نيمه شب بيدار مي‌شود و تا صبح نمي‌تواند بخوابد و كسل است در جوانان مبتلا، پر خوابي شيوع دارد .
افسردگی معمولاً با اضطراب همراه و بی خوابی و بی قراری در فرد شیوع دارد
غلبه بر افسردگی و افزایش نگرش مثبت :
ازعلت افسردگي خود آگاه بوده و سعي كنيد نسبت به آينده خوش بين باشيد‍، افكار منفي خود را شناخته و آنها را با افكار مثبت تعويض كنيد. بر تجارب مثبت تمركز كنيد.
فهرستي از تكاليف مثبت هفتگي تهيه كنيد.
از نظر اجتماعي فعال باشيد.
جدولي از فعاليت هاي روزمره هفتگي تهيه كنيد و افزودن فعاليت هاي اجتماعي را فراموش نكنيد.
تفريحاتي براي خود پيدا كنيد.
هرگاه احساس تنش مي كنيد، از روشهاي خود آرام بخشي استفاده كنيد. به عنوان مثال، براي چندين دقيقه و تا زمان ايجاد آرامش در كل بدنتان بطور آرام و آهسته نفس بكشيد.
اهداف واقع گرايانه اي انتخاب كنيد.
براي فعال نگهداشتن خود، كاري داوطلبانه انجام دهيد.
بپذيريد كه هركسي توانايي هاي متفاوت خود را دارد و شما بر ويژگي ها و اعمال مثبت خودتان تمركز كنيد.
به هنگام بيان مطالب ، جرأتمند باشيد.
سعي كنيد نقاط قوت خود را شناخته و توسعه دهيد.
روزانه ورزش كنيد و فعالیت بدنی مستمر داشته باشید .
ورزش راهی برای درمان :
زمينه ايجاد بيماريهاي رواني، بحث پيرامون انتقال دهنده هاي عصبي و عدم كاركرد صحيح آن (كاهش يا افزايش دوپامين و سروتونين و...) در بروز بيماريهاي رواني انكارناپذير است و يكي ديگر از تأثيرات مثبت ورزش تنظيم در ميزان انتقال دهنده هاي عصبي در سلول عصبي و در نتيجه تعادل و توازن در كاركرد عصبي شخص و كاهش حالت نابهنجاري هاي رواني است
در مطالعه دکتر وايلس 1150 مرد انگليسي ميانسال طي 10 سال مورد بررسي قرار گرفتند و نتيجه تحقيق حاكي از آن بود مرداني که ورزش منظم دارند يک چهارم کمتر از سايرين به حالت افسردگي يا بيماري هاي اضطراري دچار مي شوند.
مدت ها است كه فعاليت بدني به عنوان راهي براي كسب تناسب اندام و رفع فشار خون بالا، ديابت، چاقي و ديگر بيماري ها هواداران خود را دارد. تحقيقات در حال گسترش نشان مي دهد كه فعاليت جسمي مي تواند سبب تخفيف نشانه هاي برخي اختلالات رواني مثل اضطراب و افسردگي و مانع عود بعد از درمان شود.
ورزش منظم سلامت جسمی و روحی راحفظ می کند به این صورت که با کاهش خطر ابتلا به بیماری های مزمن امید به زندگی را افزایش می دهد و باعث ایجاد شور و نشاط (رفع افسردگی ) جهت انجام فعالیت های روزانه می گردد . ورزش صحیح به بدن کمک می کند تا در کنترل سیستم عصبی به دست آوردن اعتماد به نفس ، کارکردن و تصمیم گیری صحیح در شرایط بحرانی موفق تر عمل کند . افسردگی و فشار روحی به غیر از آن که با شرایط روحی و اعتماد به نفس شخص در ارتباط می باشد با شرایط جسمانی نیز مرتبط است .
انجام تمرینات ورزشی باعث می شود بدن فشار خون خود را تنظیم کند و سیستم های عصبی در مواقع خاصی عکس العمل بهتر نشان دهند . به این ترتیب بدن می تواند کنترل بهتری در شرایط بحرانی و فشارهای روحی داشته باشد . از سویی قدرتمند شدن عضلات باعث می شود شخص از نظر تیپ بدنی بتواند اعتماد به نفس بیشتری داشته باشد . انجام هر نوع ورزشی به طور مستمر و از روی برنامه قابلیت غلبه بر افسردگی را افزایش می دهد اما می توان گفت هرچه ورزش دارای حالت استقامتی باشد نقش بیشتری د رکاهش افسردگی ایفا می کند .
ورزش مستمر به طوريكه بدن شروع به تعرق كند و،به طور كلي ورزش توام با تعريق و افزايش ضربان قلب ،كاهش اضطراب و افسردگي را سبب مي شود همچنين باعث افزايش ترشح آنزيم هاي اندورفين، دانپورفين و انكفالين شده كه اثر تسكين دهنده و آرامش بخش دارند.


_________________________________________________بررسی تمرينات گرم كننده ورزشي
خلاصه : تمرينات گرم کننده، تمرينات ساده کششي هستند که با انجام آن بدن براي انجام ساير تمرينات آماده مي شود.متن کل خبر : تمرينات گرم کننده، تمرينات ساده کششي هستند که با انجام آن بدن براي انجام ساير تمرينات آماده مي شود. به خصوص قبل ازانجام تمرينات انعطاف پذيري و تمرينات قدرتي بايد حتما حرکات گرم کننده را انجام دهيد. قبل از انجام هر حرکت يک نفس عميق بکشيد.
- بايستيد و دست ها را روي شانه بگذاريد. در حالي که به روبرو نگاه مي کنيد، شانه ها را به سمت عقب بکشيد. از يک تا شش بشماريد. به حالت اول برگرديد.
- بايستيد دست ها را روي شانه بگذاريد. در حالي که به روبرو نگاه مي کنيد، شانه ها را به سمت جلو بکشيد از يک تا شش بشماريد. به حالت اول برگرديد.
- در حالي که دست ها در کنار بدن آويزان است، هر دو شانه را بالا ببريد . از يک تا شش بشماريد. به حالت اول برگرديد.
- دست راست را به سمت بالا ببريد. مثل اينکه مي خواهيد دستتان را به سقف بزنيد. به حالت اول برگرديد. اين حرکت را با دست چپ تکرار کنيد. 4 تا 8 بار اين حرکت را تکرار کنيد.
-در حالي که دست ها در کنار بدن آويزان است،بايستيد. هر دو دست را به سمت جلو بياوريد. انگشتان دست را در هم فرو کنيد. دقت کنيدکه کف دست ها رو به جلو وآرنج ها صاف باشند. از يک تا شش بشماريد. به حالت اول برگرديد.
- دست ها را روي شانه بگذاريد. شانه ها را از عقب به سمت جلو به صورت نيم دايره بچرخانيد. در طي اين حرکت آرنج ها خود به خود از پهلو به جلو مي آيند. سعي کنيد حرکت به آرامي و با کنترل انجام شود. اين حرکت را 3 تا 5 بار تکرار کنيد.
- در ادامه حرکت قبل، شانه ها را از جلو به سمت عقب به صورت نيم دايره بچرخانيد. در طي اين حرکت آرنج ها خود به خود از جلو به پهلو مي روند. سعي کنيد حرکت به آرامي و با کنترل انجام شود. اين حرکت را 3 تا 5 بار تکرار کنيد.حرکات 1 تا 7 را مي توان در حالت نشسته بر روي صندلي يا روي زمين هم انجام داد. طوري ورزش کنيد که نفس کم نياوريد.
- پشت به ديوار بايستيد. به آرامي به سمت راست بچرخيد و سعي کنيد کف دست چپ را به ديوار برسانيد. به حالت عادي برگرديد. اين حرکت را به سمت چپ نيز انجام دهيد. اين حرکت را 3 تا5 بار تکرار کنيد.
- پشت يک صندلي بايستيد. پشتي صندلي را با دو دست بگيريد. پاي راست را جلو و پاي چپ را به اندازه يک گام، عقب قرار دهيد. زانوي پاي راست را خم کنيد. در حالي که زانوي پاي چپ صاف و کف پاي چپ روي زمين است. پنجه پاها بايد رو به جلو باشد. (اگر حرکت را درست انجام دهيد در پشت ساق پاي چپ احساس کشش مي کنيد)از يک تا شش بشماريد. به حالت عادي برگرديد. اين حرکت را در حالتي که پاي چپ جلو و پاي راست عقب است تکرار کنيد.
- دو دقيقه درجا راه برويد. پاها را بالا بياوريد و دست ها را آزادانه حرکت دهيد مثل رژه رفتن. براي انجام اين حرکت بهتر است کفش ورزشي بپوشيد و يا اينکه زير پايتان يک چيز نرم مثلا چند لايه پتو يا يک تشک باشد.


بررسی مفاهیم و شناخت روانشناسی ورزش و مقالات1



این فلسفه که عقل سالم در بدن سالم است ، به تمدن یونان و چین باستان بازمی گردد. به هر حال ، فقط در سالهای اخیر است که مقوله ای، که بنام روانشناسی ورزشی مشهود می باشد، به عنوان جز مهمی از علوم ورزشی ، شناخته شده است.

روانشناسی ورزش در دو دهه اخیر به شکل معناداری رشد و توسعه یافته است . توجه و علاقه به این رشته تدریجاً رو به افزایش است و گستره دانش وابسته به این حوزه آنقدر رشد کرده است که به شاخه های متعددی نیز تقسیم شده است .

به مفهوم وسیع کلمه روانشناسی ورزشی کاملاً در برگیرنده جنبه های روانشناختی، ورزشهای رقابتی، تمرین، آمادگی جسمانی، استراحت و پیشرفت مهارتهای حرکتی می باشد.

در این تحقیق ما به ارزشمند بودن روانشناسی ورزش و اینکه این مقوله چقدر می تواند در پیشرفت ورزش مثمر ثمر باشد خواهیم پرداخت. بخصوص روانشناسی ورزش برای مربیان ، زیرا ما معتقدیم مربیگری یکی از مشکلترین شغلهای جهان است. یک مربی کارآمد باید مهارت و دانش فوق العاده ای داشته باشد تا ورزشکاران ماهری را پرورش دهد. هنوز انتظار می رود که مربیان باید کارهای بیشتری انجام دهند. از آنها انتظار می رود انسان نجیب تحویل دهند. و تما اینها باید با انسانهای منحصر به فرد و متفاوت انجام شود، آن هم در زیر فشار سخت و با دید موشکافانه و نزدیک به دید عموم . یک مربی موفق تنها نباید قابلیت آگاهی از مهارتها و رهبردهای ورزش را داشته باشد، بلکه او در حقیقت باید یک روانشناس ماهر هم باشد.

روانشناسان ورزش بسیار آموخته اند، آموخته هایی که می تواند مورد استفاده مربیان قرار گیرد، ولی مربیان انگشت شماری هستند که از آنچه شناخته شده، اگاهی داشته باشند. این دانش و معرفت ترکیبی است از تحقیقات علمی و تجارب علمی مربیان و ورزشکاران کهنه کار . ولی چرا مربیان از این دانش آگاهی ندارند؟ زیرا تحقیق علمی به صورت یک زبان فنی نا آشنا برای آنها نوشته می شود ، و دلیل دیگر اینکه یک مربی برای کسب یک تصویر کامل نیاز دارد تا هزاران تحقیق علمی را مورد بررسی قرار دهد. علاوه بر آن ، فعالیتهای آکادمیک تأکیدش بر تولید تحقیق علمی است تا تفسیر آن برای استفاده مصرف کنندگان. بنابراین توجه اندکی در نشر و معرفت و دانش روانشناسی ورزش به عمل آمده است . از لحاظ تجربی ، مربیان نسبت به روانشناسی ورزشی بی علاقه نیستن، بلکه مشتاق هم هستند مشروط بر اینکه اطلاعات قابل درک و مرتبط با مربیگیری آنها باشد. مشکل اصلی در کمبود علاقه نیست، بلکه در نارسایی سیستم انتقال این اطلاعات و دسترسی به آن است. روان شناسی ورزش مقوله ای پیچیده و سخت ولی در عین حال زیبا و شیرین است که می تواند جذابیتهای زیادی را به همراه داشته باشد.

تاریخچه روانشناسی ورزشی :

در سال 1895 جورج فیتز آزمایشی بر زمان عکس العمل که یکی از قدیمترین تحقیقاتی است که توسط آن مراحل روانشناسی و اجرای حرکات ورزشی را می آموزند، انجام داد. در همان زمان نورمن تریپلت رابطه بین حضور رقیبان و نحوه اجرای حرکات در مسابقه دوچرخه سواری را مورد مطالعه قرار داد و کشف کرد که دفعات رکاب زدن در زمان حضور رقیبان تندتر از زمانی است که رقیبان حضور ندارند و فرد تنهاست. بنابراین او حوزه تحقیقات «تأثیر حریفان در ورزش» را که امروزه هنوز هم فعالیت دارد بنیان نهاد. چرا بعضی از ورزشکاران در زمان اجرای حرکات در حضور جمعیت و تحت فشار، بهتر عمل می کنند. در حالیکه بعضی دیگر تحت چنین شرایطی دچار افت عملکرد و شکست می شوند؟ برای پاسخ دادن به چنین سوالاتی کلمن گریفیت، اولین آزمایشگاه تحقیقات روانشناسی ورزشی را در سال 1925 بنیان نهاد. این آزمایشگاه در دانشگاه ایلینویز در آمریکا قرار داشت. بزودی بعد از آن، آزمایشگاههای دیگر از این نوع در برلن و لنینگراد ساخته شد. در سال 1965 اولین کنگره  بین المللی روانشناسی ورزشی در رم تشکیل شد. بعد از آن انجمنهای مشابهی به فواصل زمانی منظمی تشکیل گردید. که آخرین بار به میزبانی سنگاپور در سال 1989 انجام گرفت .

تعریف روانشناسی ورزشی :

روانشناسی علم مطالعه رفتار انسان و روانشناسی ورزشی مطالعه رفتار ورزشی و کاربرد یافته های روانشناسی برای بهبود عملکرد و ارتقاء تندرستی است. از حوزه های مهم مورد مطالعه روانشناسی ورزشی که به ویژه در آمادگی قهرمانان کاربرد دارد، آمادگی روانی برای عملکرد است که ورزشکار را برای مسابقه آماده می سازد.

روان‌شناسی ورزش، محدوده‌ای از موضوعات شامل «انگیزه  پایداری و موفقیت، ملاحظات روان‌شناختی در صدمات ورزشی و توان‌بخشی، روش‌های مشاوره با ورزشکاران، ارزیابی استعدادها، پیگیری تمرینات، خودباوری برای موفقیت، مهارت ورزشی، ورزش جوانان و روش‌های بالا بردن کارایی و خود تنظیمی» را در بر می‌گیرد.

هر چند غالبا برداشت عمومی چنین است که روان‌شناسی ورزش تنها مربوط به ورزشکاران حرفه‌ای است اما این حوزه  تخصصی دربرگیرنده  محدوده  وسیعی از موضوعات علمی، کلینیکی و کاربردی مربوط به ورزش و تمرینات است. دو زمینه  اصلی در روان‌شناسی ورزش وجود دارد: یکی کاربرد روان‌شناسی در بالا بردن انگیزه و کارآیی و دیگری تاثیر ورزش در بهبود سلامت روانی و عمومی.

 

ضرورت روانشناسی ورزش :

 آیا می دانید علت اینکه وزنه برداری در رده تیم ملی اعزامی به المپیک وقتی روی صحنه میرود فراموش می کند به دستان خود گچ مخصوص بزند چیست؟

 آیا می دانید علت اینکه تکواندو کاری در رده تیم ملی اعزامی به المپیک وقتی روی تشک مسابقه می رود فراموش می کند کلاه مخصوص خود را برسر گذارد چیست ؟

آیا می دانید علت اینکه دوچرخه سواری در رده تیم ملی اعزامی به مسابقات آسیایی  وقتی در ابتدا خط استارت قرار می گیرد چنان پاهایش می لرزد که نمی تواند روی پنجه رکاب دوچرخه نیرو وارد کند و از مسابقه باز می ماند چیست ؟

مسلما پاسخ شما شامل توضیح مسائل فنی این رشته های ورزشی نیست و بروی کلمه اضطراب متفق القول هستید.

اضطراب یکی از مهمترین مسئله هایی است  که انسان با آن دست به گریبان است.بخصوص زمانی که پای رقابت در میان باشد .در اکثر کتابها و مقالات بیشتر به مسائل تخصصی رشته های ورزشی توجه شده است.

اما آیا می دانید طبق تحقیقات بعمل آمده بسیاری از عدم موفقیت های ورزشی ریشه در علل روانی دارد.

از آن رو تصمیم گرفتیم تا با طرح سلسله مقالات روانشناسی و آموزشی اضطراب، نقش کوچکی در موفقیت های آتی ورزشکاران شطرنج باز ایران عزیزمان داشته باشیم .

روان‌شناس ورزش، روان‌شناسی است که در حوزه‌های زیر تخصص دارد:

·  بهبود کارآیی از طریق به‌کارگیری مهارت‌های روان‌شناسی

·  موضوعات مربوط به سلامت روانی ورزشکاران

·  همکاری با سازمان‌ها و نهادهای متولی ورزش

·  عوامل رشدی و اجتماعی مؤثر بر مشارکت ورزشی

با وجودی که روان‌شناسی ورزش یکی از رشته‌های روان‌شناسی محسوب می‌گردد اما معمولا دوره‌های آموزشی آن در دانشکده‌های تربیت‌بدنی و ورزش ارائه می‌شود نه در دانشکده‌های روان‌شناسی. البته در اکثر دانشکده‌های روان‌شناسی، درسی با عنوان روان‌شناسی ورزش ارائه می‌شود.

 این حرفه برای چه کسانی مناسب است؟

هر فرد تنها بر اساس تناسب با نیازها، علائق، استعداد و اهدافش می‌تواند در مورد یک حرفه تصمیم بگیرد. اگر کسی به ورزش یا تمرینات ورزشی علاقه‌مند نباشد احتمالا این حرفه مناسب او نیست. اما اگر فردی از کمک به دیگران برای رسیدن به حداکثر توانائیشان، حل مسائل پیچیده و کار کردن در قالب یک تیم لذت می‌برد احتمالا روان‌شناسی ورزش می‌تواند شغل مناسبی برای او باشد.

مزایا و معایب این حرفه

روان‌شناسی ورزش نیز مثل تمامی حرفه‌ها دارای مزایا و معایب خاص خود است. از جمله مزایای آن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

·  کار به صورت مشارکتی و تیمی

·  فرصت‌های تخصصی گسترده و متنوع (مثل آموزش، ورزش جوانان، آموزش ورزشکاران حرفه‌ای)

__________________________________________________________________________

ضرورت روانشناسي ورزشي:

مي دانيد علت اينكه کمانداران در رده تيم ملي اعزامي به المپيك وقتي روي صحنه مي رود فراموش مي كند چگونه بايد شروع کند، چيست؟
آيا مي دانيد علت اينكه وزنه برداري در رده تيم ملي اعزامي به المپيك وقتي روي صحنه مي رود فراموش مي كند به دستان خود گچ مخصوص بزند چيست ؟
آيا مي دانيد علت اينكه تكواندو كاري در رده تيم ملي اعزامي به المپيك وقتي روي تشك مسابقه مي
رود فراموش مي كند كلاه مخصوص خود را بر سر گذارد چيست ؟
آيا مي دانيد علت اينكه دوچرخه سواري در رده تيم ملي اعزامي به مسابقات آسيايي وقتي در ابتدا خط
استارت قرار مي گيرد چنان پاهايش مي لرزد كه نمي تواند روي پنجه ركاب دوچرخه نيرو وارد كند و از
مسابقه باز مي ماند چيست ؟
مسلماً پاسخ شما شامل توضيح مسائل فني اين رشته هاي ورزشي نيست و بر روي كلمه اضطراب متفق
القول هستيد .
اضطراب يكي از مهمترين مسئله هايي است كه انسان با آن دست به گريبان است . بخصوص زماني كه
پاي رقابت در ميان باشد . در اكثر كتابها و مقا لات بيشتر به مسائل تخصصي رشته هاي ورزشي توجه
شده است .
اما آيا مي دانيد طبق تحقيقات به عمل آمده بسياري از عدم موفقيت هاي ورزشي ريشه در علل رواني
دارد .
از آن رو تصميم گرفتيم تا با طرح سلسله مقالات روانشناسي و آموزشي اضطراب، نقش كوچكي در
موفقيت هاي آتي ورزشكاران شطرنج باز ايران عزيزمان داشته باشيم .
روانشناسي ورزشي
روانشناسي علم مطالعه رفتار انسان و روانشناسي ورزشي مطالعه رفتار ورزشي و كاربرد يافته هاي
روانشناسي براي بهبود عملكرد و ارتقاء تندرستي است . از حوزه هاي مهم مورد مطالعه روانشناسي
ورزشي كه به ويژه در آمادگي قهرمانان كاربرد دارد، آمادگي رواني براي عملكرد است كه ورزشكار را
براي مسابقه آماده مي سازد .
مركز روانشناسي ورزشي
مركز روانشناسي ورزشي آكادمي ملي المپيك و پاراالمپيك، فرصتي را براي ورزشكاران تيم هاي ملي
فراهم مي سازد تا در كنار تقويت عوامل جسما ني و فني به تقويت آمادگي رواني در رشته ورزشي خود
بپردازند و توانايي هاي خود را در همه ابعاد تكامل بخشند .
اين مركز برنامه هايي را براي كمك به ارتقاء عملكرد ورزشكاران تيم هاي ملي طراحي نموده است كه در
سال جاري به اجرا خواهد گذاشت . اين برنامه ها شامل برگزاري دوره هاي آشنايي با روانشناسي ورزشي
براي مديران، مربيان و ورزشكاران تيم هاي مختلف، برگزاري جلسات مشاوره فردي و گروهي با
ورزشكاران تيم هاي ملي و ارائه تمرينات و توصيه هاي روانشناختي براي بهبود آمادگي رواني و ارتقاء
عملكرد ورزشي است .
آمادگي رواني چيست؟
همه ما با مراجعه به حافظه خود مي توانيم . لحظاتي را در مسابقات ورزشي به خاطر آوريم كه تيم يا
ورزشكاري با وجود آمادگي كامل جسماني و فني، به دليل شرايط نامناسب رواني از ارائه بهترين عملكرد
خود ناتوان مانده است .
ضعف آمادگي رواني در ورزشكاري كه آمادگي جسماني م طلوب دارد، به مثابه اتومبيل آماده و پر سرعتي
است كه راننده اي ناشي و نا آماده در آن نشسته باشد .
هر قدر هم كه جسم آماده و ورزيده باشد، اگر ذهني كه آن را هدايت مي كند فاقد ورزيدگي و آمادگي
باشد جسم به درستي هدايت نخواهد شد .
احتمالاً در ٣٠ سال پيش، واژه آما دگي جسماني براي مربيان و ورزشكاران قدري نامفهوم بوده است، اما
امروزه در پاسخ به مفهوم آمادگي جسماني، بي درنگ عوامل متشكله آمادگي جسماني مانند : قدرت،
استقامت و ... به ذهن خطور مي كند . همانطور كه آمادگي جسماني مستلزم صرف زمان كافي براي تمرين
و تقويت عوامل آ ن است، آمادگي رواني نيز از عواملي همچون مهارت در توجه، مهارت در كنترل
اضطراب و استرس، حفظ انگيزش، حفظ و افزايش اعتماد به نفس و ... تشكيل مي شود . رسيدن به
آمادگي رواني نيز به مرور و با صرف زمان و امكان پذير مي شود و مستلزم اينست كه مديران و مربيان
آگاه چنين فرصتي را براي ورزشكاران فراهم آورند .
ضرورت آمادگي رواني
بسكتباليستي كه در تمرين همه پرتاب هاي پنالتي را تبديل به گل مي كند، چه مي شود كه در مسابقه
از به ثمر رساندن يك پنالتي ناتوان مي ماند؟ آيا وضعيت او با تمرين جسماني و مهارتي بيشتر، بهتر
خواهد شد؟ بعيد به نظر مي رسد، زيرا او مهارت لازم را دارد و اين را در تمرين نشان مي دهد، ممكن
است مشكل او ناتواني در حفظ توجه و كنترل اضطراب ناشي از هيجان مسابقه باشد . اين مسئله با
هدايت وي به سمت تمرينات توجه و تمركز و يا مهارت كنترل اضطراب قابل حل است و گرنه انجام
تمرينات جسماني بيشتر، مشكل او را حل نخواهد كرد .
امروزه، قهرمانان سطوح عالي و المپيك بخشي از زمان تمرينات خود را صرف تمرينات آمادگي رواني مي
كنند. در بسياري از رشته هاي ورزشي، تا ١٠ نفر اول مسابقات جهاني، به لحاظ فني و جسماني در يك
سطح اند و آنچه نفرات برتر را متمايز مي سازد، آمادگي رواني آنهاست (تفاوتي كه ايجاد تفاوت مي كند)
. در دنياي امروز رقابت ديگر فقط بر سر تكنيك برتر نيست، ورزشكاري پيروز است كه از آم ادگي رواني
بالاتري برخوردار باشد

________________________________________________________________________


تحقیقات بسیاری نشان داده است که ورزش علاوه بر اینکه ابزار ارزشمندی برای حفظ سلامت جسمانی است رابطه نزدیکی با سلامت روانی و بویژه پیشگیری از بروز ناهنجاری‌های روانی دارد. ورزش از اضطراب و افسردگی می‌کاهد، اعتماد به نفس را افزایش می‌دهد و خود پنداره را تقویت می‌کند. ورزش بویژه در سنین کودکی و نوجوانی مفر سالمی برای آزاد کردن انرژی‌های اندوخته شده است و این خود بسیار لذت‌بخش و آرامش‌دهنده است.
شرکت در فعالیت‌های ورزشی به اجتماعی شدن و کسب مهارت و کفایت و همچنین دوست‌یابی و ارتباط سالم با همسالان کمک می‌کند. در جریان یکی از پژوهش‌های اخیر ( SIMON 1999 ) در ایالات متحده 65 درصد از جوانان ابراز کردند که ورزش آنها را از اعتیاد به الکل و مواد مخدر باز داشته است.
در جریان فعالیت‌های ورزشی شدید میزان ترشح اندورفین‌ها افزایش می‌یابد و به همین دلیل ورزشکاران پس از انجام تمرینات احساس لذت و آرامش خاصی می‌کنند که به آن اصلاحاً joggrs high گفته می‌شود. با توجه به شباهت بین اندورفین‌ها و ترکیبات افیونی، ورزش کردن می‌تواند جایگزین سوء مصرف مواد مخدر در معتادان شود.
در نتیجه تمرینات ورزشی مدام میزان جریان خون در مغز افزایش می‌یابد. افزایش جریان موجب اکسیژن رسانی و تغذیه بهتر نرون‌های مغز شده و از تنگ شدن عروق مغز جلوگیری می‌کند. این تاثیرات خود موجب پیشگیری از فراموشی و زوال توانمندی‌های ذهنی در سالمندی می‌شود. تمرینات ورزشی همچنین موجب آزادسازی نوعی فاکتور رشد به نام B.D.N.F می‌شود که می‌تواند نرون‌ها را در مقابل آسیب و صدمه مقاوم نموده و از بروز بیماری‌های آلزایمر و پارکینسون تا حدود زیادی جلوگیری کند.
در تحقیقی که در دانشگاه اورگان در سال 1995 انجام شد 354 دانشجوی کالج در رابطه با تاثیر ورزش بر افسردگی مورد بررسی قرار گرفتند. ابتدا میزان انجام تمرینات ورزشی در این دانشجویان از حیث شدت و مدت تمرینات در طول سه ماهه قبل از تحقیق مورد بررسی قرار گرفت و دانشجویان بر اساس میزان تمرینات بدنی به سه دسته ورزشکار (میزان فعالیت سه جلسه در هفته)، فعال (میزان فعالیت یک یا دو جلسه در هفته) و غیرفعال (فعالیت کمتر از یکبار در هفته) تقسیم شدند. سپس هر گروه پرسشنامه واحدی را در زمینه افسردگی پاسخ گفتند که شامل 30 سوال بله و خیر بود. آن گروه از دانشجویان که به عنوان گروه ورزشکار شناخته شده بودند کمترین میزان افسردگی را گزارش کردند.
در تحقیق دیگری 4 نوجوان 12 تا 18 ساله با تشخیص افسردگی عمده به مدت 65 روز سه بار در هفته و هر بار به مدت یک ساعت تمرینات ورزشی راه رفتن سریع و دویدن را انجام دادند. این نوجوانان قبل از شروع برنامه تمرینی، به پرسشنامه افسردگی بک به عنوان پیش آزمون پاسخ گفته بودند. سپس در روزهای بیست و نهم، پنجاهم و شصت و پنجم مجدداً به پرسشنامه مذکور پاسخ گفتند. نتایج نشان دهنده کاهش افسردگی بود.
در تحقیق دیگری که بر روی گروهی از دانشجویان مبتلا به افسردگی متوسط تا خفیف توسط مک‌کان و هونجر در سال 1984 انجام گرفت مشاهده گردید که ورزش در فضای باز می‌تواند افسردگی را به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش دهد. در این تحقیق دانشجویان به طور تصادفی به سه گروه ورزش در فضای باز ( aerobic exercise )، آرمیدگی و گروه کنترل تقسیم شدند. پس از انجام یک دوره انجام تمرینات مشاهده گردید که ورزش بیشترین تاثیر را در کاهش افسردگی داشته است. البته دانشجویانی که تمرینات آرمیدگی را انجام دادند در قیاس با گروه کنترل میزان افسردگی‌شان تا اندازه‌ای کاهش یافته بود.
تاثیر تمرینات یوگا:
آزمایشی که در بنیاد کلیولند بر روی 70 نفر از سالمندان بالای 55 سال دارای پرتنشی خفیف تا متوسط انجام شد نشان دهنده تاثیر تمرینات یوگا بر متغیرهای روان‌شناختی است. در این آزمایش سالمندان به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. یک گروه به مدت 12 هفته دو بار در هفته به انجام تمرینات ساده یوگا پرداختند و گروه دیگر در همین مدت به انجام تمرینات ورزشی همراه با موسیقی پرداختند. وضعیت بالینی دو گروه در زمینه‌های اضطراب، افسردگی، پرتنشی، احساس خستگی، عصبانیت و اختلالات خواب قبل و بعد از انجام تمرینات و همچنین 12 هفته بعد از خاتمه تمرینات (بعنوان پیگیری) بررسی گردید نتایج نشان داد که گروهی که تمرینات ساده یوگا را انجام می‌داد در تمام زمینه‌های یاد شده در مقایسه با دیگر گروه تمرینات ورزشی همراه با موسیقی بیشتر بهبود یافته بود.
تحقیقی که در جنبش سالمندان آمریکا در فلوریدا بر روی بیش از صد نفر از زنان سالمند انجام گرفت نشان داد که انجام تمرینات یوگا می‌تواند اضطراب، تنش و عصبانیت را کاهش داده و عزت‌نفس را افزایش دهد. در این آزمایش شرکت کنندگان به طریق کاملاً تصادفی در گروه آزمون و گروه شاهد قرار گرفتند.
گروه آزمون روزانه 35 دقیقه به انجام تمرینات یوگا می‌پرداختند. برنامه تمرینی آنها شامل تمرینات بدنی و تنفس، آرمیدگی و مراقبه بود. پیش از اجرای آزمایش گروه آزمون و شاهد توسط آزمون‌های مقیاس عزت‌نفس روزنبرگ و پرسشنامه اضطراب استیت تریت مورد ارزیابی قرار گفتند. نتایج نشان داد که گروهی که یوگا تمرین می‌کرد اضطراب کمتر و عزت‌نفس بالاتری نسبت به گروه شاهد داشت.
در تحقیقی که بر روی 87 نفر از دانشجویان در دانشگاه ایالتی کنت در آمریکا صورت گرفت دانشجویان را به طور تصادفی به 4 گروه تقسیم نمودند.
دو گروه از دانشجویان به ورزش شنا پرداختند و یک گروه حرکات و وضعیت‌های یوگا را تمرین کردند و بر گروه دیگر که به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شده بود هیج متغیر ورزش اعمال نشد. دانشجویان هر چهار گروه قبل و بعد از انجام تمرینات توسط آزمون‌های خلق و شخصیت مورد ارزیابی دقیق قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحلیل‌های آماری نشان داد که دانشجویانی که به ورزش‌های شنا و یوگا پرداخته بودند نسبت به گروه شاهد خشم یا تنش افسردگی و پریشانی کمتری داشتند. همچنین دانشجویان پسری که به ورزش یوگا پرداخته بودند در مقایسه با گروه شناگر تنش و خستگی و عصبانیت کمتری داشتند. ظاهراً اثر یوگا و شنا بر دانشجویان دختر تقریباً یکسان بود و تفاوت چشمگیری بین دختران دانشجو که به یوگا و شنا پرداخته بودند مشاهده نگردید.
فرضیاتی در تبیین تأثیرات ورزش
فرضیه کته‌کولامین‌ها: کته کولامین‌ها گروهی از مواد شیمیایی مانند نوراپی‌نفرین، اپی‌نفرین و دوپامین هستند که به عنوان انتقال دهنده شیمیایی عمل می‌کنند. نوراپی نفرین و دوپامین بر یادگیری و حافظه تاثیر می‌گذارند. تمرینات منظم، ترشح این ترکیبات را افزایش داده و مقدار آنها را در پلاسمای خون زیاد می‌کند (کتی و براون، 1966،1973) . بنابراین انجام تمرینات ورزشی به طور منظم می‌تواند از طریق افزایش ترشح انتقال دهنده‌های شیمیایی، موجب تقویت حافظه و تغییرات خلقی شود.
فرضیه اندورفینها: اندورفین‌ها دسته‌ای از مواد شیمیایی هستند که از نرونهای مغز ترشح می‌شوند و آثار شبه افیونی دارند (ضد درد و آرام‌بخش).
تمرینات ورزشی و بویژه دویدن می‌توانند موجب افزایش اندورفین‌ها شوند. همچنین مصرف الکل یا برخی از غذاها، موجب تحریک ترشح این مواد می‌شوند. تزریق ماده نالوکس که در پیوند با گیرنده‌های اندورفینی مانع اثربخشی اندورفین می‌شود، می‌تواند تاثیرات مثبت ورزش بر خلق را کاهش دهد. بنابراین می‌توان گفت تاثیرات خلقی ناشی از ورزش عمدتاً ناشی از ترشح اندورفین‌ها است (جانال 1984).
تاثیر ورزش بر حافظه
تحقیقات دکتر هیتر.س. اولیف در دانشگاه علوم تندرسی اورگان در آمریکا نشان داد که سالمندانی که یک برنامه تمرینی شامل راه رفتن سریع بر روی نوارگردان را سه بار در هفته و به مدت یک ساعت، در طول چهار ماه انجام می‌دادند حافظه و زمان واکنش آنها، بهبود یافته بود.
تحقیقات بیشتر نشان داد که آهسته دویدن ( Jogging )، راهپیمایی، دوچرخه‌سواری و حرکات موزون نیز مانند راه رفتن سریع موجب بهبود حافظه و زمان واکنش در سالمندان می‌شوند. (اولیف -2000)
پژوهشگران همچنین دریافتند که سالمندانی که در یک برنامه تمرینی قدرتی و انعطافی به مدت یک ساعت سه بار در هفته و در طول 4 ماه شرکت کردند عملکردشان در اجرای آزمون‌های حافظه، بهبود یافت. اگر چه این گونه بهبود حافظه بیشتر در سالمندانی که تمرینات هوازی انجام می‌دهند رخ می‌دهد، اما تحقیقات بیشتر نشان داده است که هیچ تمرین ورزشی نسبت به تمرینات ورزشی دیگر از لحاظ تاثیر بر حافظه برتری ندارد. به عبارت دیگر بین ورزش‌های مختلف از حیث تاثیر بر حافظه تفاوت معنی داری مشاهده نمی‌شود.
در تحقیقی دیگر، سالمندانی که به تازگی بازنشسته شده بودند و زندگی کم تحرکی را آغاز کرده بودند، در طول 4 سال توسط آزمون‌های شناختی گوناگون مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج بررسی‌ها، نشان داد که توانمندی‌های شناختی این سالمندان از زمان بازنشستگی تا 4 سال بعد از آن به طور فزاینده‌ای کاهش می‌یابد.
از سوی دیگر، سالمندانی که پس از بازنشستگی در تمرینات منظم از قبیل راهپیمایی، آهسته دویدن، دوچرخه‌سواری و حرکات موزون شرکت داشتند در نمرات آزمون‌های شناختی آنها در طول 4 سال کاهشی صورت نگرفته بود. (همان منبع)
در پژوهشی دیگر که در ژاپن انجام گرفت 827 نفر از سالمندان بالای 65 سال در طول یک دوره 7 ساله، مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج حاکی از آن بود سالمندانی که هر روز در تمرینات ورزشی شرکت می‌کنند و همچنین سالمندانی که فعالیت بدنی متوسط تا شدید، قسمتی از کار روزانه آنها را تشکیل می‌دهد در مقایسه با سالمندان کم تحرک‌تر به طور معنی داری کمتر به بیماری آلزایمر مبتلا می‌شوند. در واقع بسیاری از پژوهشگران معتقدند که یک زندگی پرتحرک ممکن است افراد را در برابر ابتلا به بیماری آلزایمر مقاوم سازد. (همان منبع)
در مطالعه‌ای که به منظور تبیین علل بهبود حافظه در اثر تمرینات ورزشی بر روی موش‌ها انجام گرفت، ابتدا گروهی از موش‌ها به دو دسته تقسیم گردیدند. به یک دسته اجازه داده شد که به طور آزادانه بر روی چرخ گردان بدوند. در مقابل، دسته دیگر هیچ گونه تمرینی انجام نمی‌دادند. وقتی که این دو گروه از لحاظ ساختارهای مغز با یکدیگر مقایسه شدند معلوم شد که در موش‌های دونده‌، سلول‌های بیشتری در ناحیه هیپوکامپ وجود دارد. این ساختاری است که در حافظه و یادگیری نقش تعیین کننده‌ای دارد.
پژوهشگران معتقدند که ممکن است فرآیندهای مشابهی در مغز انسان وجود داشته باشد. به عبارت دیگر، تمرینات ورزشی ممکن است موجب تقویت ساختار هیپوکامپ در انسان شوند.
دکتر نیکل برکتولد معتقد است که تمرینات ورزشی برای سلامت جسم و روان، به یک اندازه، ضرورت دارد. کشف هیجان انگیزی که صورت گرفته این است که تمرینات ورزشی علاوه بر افزایش جریان خون در مغز، میزان تولید مولکول BDNF را هم افزایش می‌دهند. BDNF نوعی فاکتور رشد است که نرون‌های مغز را در مقابل آسیب و صدمه مقاوم می‌کند و به بقای آنها کمک می‌کند. این مولکول همچنین می‌تواند از تباهی سلولها در اثر بیماری‌های آلزایمر و پارکینسون جلوگیری کند. (همان منبع)
دکتر برکتولد مدعی است که بر طبق نتایج آزمایش‌هایی که اخیراً در رابطه با تاثیر ورزش بر حافظه انجام شده، افزایش میزان تولید BDNF می‌تواند بر یادگیری و حافظه تاثیر مثبت داشته باشد. بنابراین در نتیجه تمرینات ورزشی، میزان جریان خود در مغز، تعداد سلول‌های مغز در ناحیه هیپوکامپ و ترشح مولکول‌های حفاظتی مانند BDNF افزایش می‌یابد. مجموعه این فرآیندها می‌تواند موجب بهبود حافظه و به تعویق انداختن بیماری آلزایمر شوند.
دکتر کریستین یافه استاد روان‌پزشکی و عصب‌شناسی دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو معتقد است که انجام تمرینات ورزشی می‌تواند کاهش توانمندی‌های شناختی را که در اثر سالمندی حادث می‌شود به تاخیر اندازد. تمرینات ورزشی با افزایش رشد سلول‌های عصبی و گسترده شدن ارتباطات بین سلولی که برای یادگیری و حافظه ضرورت دارد می‌تواند مغز را جوان و فعال نگهدارند.
تاثیرات تمرین بر سلول‌های عصبی ناشی از افزایش جریان خون در مغز است که منجر به آزاد شدن فاکتورهای رشد می‌شود و می‌تواند از سکته مغزی پیشگیری نماید. از سوی دیگر تمرینات ورزشی می‌تواند مانند برخی ترکیبات دارویی، موجب آزادسازی سروتونین، نوراپی نفرین و دوپامین شود.
دکتر یافه در یک بررسی طولی، گروهی از زنان بالای 65 سال را به مدت 8 سال و با در نظر گرفتن میزان فعالیت جسمانی آنان (از قبیل دویدن، دوچرخه‌سواری، باغبانی و پیاده به خرید رفتن) مورد مطالعه قرار داد. پس از انجام آزمون‌های شناختی حافظه، جهت‌یابی، محاسبات عددی، بیان و توجه و با کنترل سایر عوامل دخیل در سلامتی مانند آموزش، جایگاه اجتماعی، سلامتی عمومی، افسردگی و سیگار کشیدن معلوم شد که تمرینات بدنی تاثیر مستقیمی بر کارکردهای شناختی دارند. زن‌هایی که بیشتر در فعالیت‌ها مشارکت داشتند به طرز معنی‌داری کمتر به اختلال در توانمندنی‌های ذهنی دچار شده بودند.
بر طبق یافته‌های انجمن علم عصب‌نگر آمریکا که بر اساس آزمایش بر روی موش‌ها بدست آمده‌اند، تمرینات ورزشی می‌تواند در بهبود طیف وسیعی از بیماری‌ها موثر باشد. ظاهراً بهبود بسیاری از بیماری‌های دستگاه عصبی بر اثر تکثیر مجدد سلول‌های مغز صورت می‌گیرد. قبلاً تصور می‌شد که مغز، ساخت سلول‌های جدید را خیلی زود در جریان رشد متوقف می‌کند، اما در سال‌های اخیر پژوهشگران شواهد روشنی یافته‌اند که نشان می‌دهد مغز به تولید سلول‌های جدید در طول حیات خود ادامه می‌دهد البته حتی بدون رشد نرون‌های جدید هم ممکن است ساختار مغز به دو طریق تغییر کند، زیرا سلول‌های گلیا که در تغذیه نرون‌ها و دفع مواد زاید و سمی نقش دارند می‌توانند تکثیر شوند و انشعابات دندریتی نرون‌ها هم می‌تواند رشد کرده و افزایش یابد. (کالات- 1375)
تمرینات ورزشی موجب تکثیر سلول‌های مغز بویژه در ناحیه هیپوکامپ می‌شود. این ساختار در انتقال اطلاعات از حافظه کوتاه مدت به بلند مدت دخالت دارد. در آزمایش‌هایش که بر روی موش‌ها انجام گرفت معلوم گردید که موش‌هایی که بر روی چرخ‌گردان، مسافتی معادل 4 تا 6 مایل در روز می‌دویدند، تعداد نرون‌های هیپوکامپ در مغزشان شدیداً افزایش می‌یافت. اما موش‌هایی که از دویدن محروم بودند در مغزشان تغییری مشاهده نشد. موش‌های دونده همچنین، در یادگیری ماز (مسیر پر پیچ و خم)، مهارت بیشتری از خود نشان می‌دادند. جالب این است که حتی موش‌های دونده، از تیره‌ای از موش‌ها انتخاب می‌شدند که بطور ارثی در یادگیری ضعیف بودند ولی باز هم دویدن توان یادگیری آن‌ها را افزایش می‌داد. همچنین مشاهده گردید که دویدن از افت عملکرد ناشی از سالمندی در یادگیری پیشگیری می‌کند. (یافه-2001)
ظاهراً مطلوب یا نامطلوب بودن تمرینات، برای آزمودنی می‌تواند در میزان تاثیر آنها بر مغز نقش عمده‌ای داشته باشد. وقتی گروهی از موش‌ها به جای دویدن، به شنا کردن پرداختند هیچ گونه تغییری در توانایی یادگیری و حافظه آنها مشاهده نگردید. شاید از آنجایی که جوندگان به شنا کردن علاقه‌ای ندارند. فشار روانی ناشی از شنای اجباری مانع از هر گونه تغییر مفیدی در مغز موش‌ها و توانایی یادگیری و حافظه آنان شده بود.(یافه- 2001)
عاملی که موجب افزایش توانایی موش‌های دونده در یادگیری شده بود ترشح مولکول BDNF بود. زیرا این مولکول می‌تواند از حیات سلول‌های عصبی و عملکرد بهینه آنها حمایت کند. میزان این مولکول پس از انجام تمرینات در هیپوکامپ افزایش می‌یابد. (همان منبع)
به طور کلی پژوهشگران دریافتند که محیط‌های چالش برانگیز که شامل سه عامل موقعیت‌های یادگیری فشرده، تعامل‌های اجتماعی و فعالیت‌های فیزیکی هستند نقش مهمی در افزایش تعداد سلول‌های مغز در جانداران مختلف و حتی در انسان دارند.

______________________________________________________________________

فيزيولوژي ورزشي== به طور مختصر فيزيولوژي ورزشي به 4 بخش عمده تقسيم مي شود:

آمادگي جسماني، فيزيولوژي عضلات، فيزيولوژي گردش خون ، فيزيولوژي تنفس

بدن انسان براي اينكه بتواند نقش خود را به طور مؤثر در زندگي ايفا كند بايد از آمادگي جسماني خوبي برخوردار باشد يعني به طور مداوم انرژي لازم را در اختيار داشته باشد تا بتواند وظايف خود را به نحو احسن انجام دهد. وقتي سخن از آمادگي جسماني به ميان مي آيد مقصود از آن داشتن چنان قلب ، عروق خوني و ريه ها و عضلاتي است كه بتوانند وظايف خود را به خوبي انجام دهند و با شور و نشاط تمام در فعاليت ها و تفريحات سالمي شركت كنند كه افراد عادي و غير فعال از انجام آنها ناتوانند. عوامل متعددي در آمادگي جسماني مؤثر است اما چهار عامل بيش از عوامل ديگر در اين ميان ايفاي نقش مي كنند اين عوامل عبارتند از (قدرت عضلاني، استقامت عضلاني، انعطاف عضلاني و استقامت قلبي ريوي)

فهرست مندرجات
۱ قدرت عضلاني
۲ استقامت عضلاني
۳ انعطاف عضلاني
۴ استقامت قلبي و ريوي
۵ فيزيولوژي عضلات
۵.۱ منابع انرژي
۵.۱.۱ سيستم ATP-CP
۵.۱.۲ سيستم اسيدلاكتيك
۵.۱.۳ سيستم هوازي
۵.۲ برگشت به حالت اوليه و وام اكسيژن (ريكاوري)
۶ فيزيولوژي گردش خون
۷ فيزيولوژي تنفس
۸ حجم جاري و تهويه ريوي
۹ منبع
 


 قدرت عضلاني
همانطور كه مي دانيد حدود 40 درصد وزن بدن را عضلات تشكيل مي دهند اين عضلات در خود توليد انرژي مي كنند كه اين نيرو قدرت عضلاني ناميده مي شود كه البته قابل اندازه گيري نيز هست. مهمترين عامل شناخته شده در آمادگي جسماني استعداد و توانايي عضلات در وارد كردن نيرو يا مقاومت در برابر آن است. تمرينات قدرتي از عواملي است كه سبب حجيم شدن تارهاي عضلاني مي شود و توانايي فرد را در كاربرد نيروي توليد شده افزايش مي دهد. قدرت عضلاني اهميت بسياري در ورزشهاي مختلف و البته فعاليت هاي روزانه دارد بسياري از مردان و حتي زنان از عضلات بازو و سرشانه ضعيفي برخوردار هستند كه باعث ضعف در فعاليت هاي ورزشي و روزانه و ايجاد درد و بيماري در سنين بالا مي شود.


 استقامت عضلاني
عضلات در خود انرژي ذخيره مي كنند. اين عمل به ماهيچه ها امكان مي دهد كه مدت زيادي به فعاليت خود ادامه دهند. اين عمل عضلات را استقامت عضلاني گويند. استقامت عضلاني عبارت است از ظرفيت يك عضله يا گروهي از عضلات براي انقباض مداوم. معمولاً استقامت عضله را با قدرت عضلاني اشتباه مي گيرند ولي بايد توجه كرد كه معمولاً استقامت عضلاني عبارت است از توانايي در كاربرد قدرت و نگهداري اين توانايي براي مدت نسبتاً طولاني. براي مثال در فعاليت هايي چون: برف پارو كردن، چمن زدن، نظافت و يا حركات ورزشي چون دراز و نشست، بالا كشيدن بدن در حالت بارفيكس و . . . استقامت عضلاني نقش اساسي دارد كه مي شود با تمرينات منظم ورزشي آن را افزايش داد.


 انعطاف عضلاني
توانايي در كاربرد عضلات در وسيعترين دامنه حركت آنها به دور مفصلها را انعطاف پذيري گويند. اين عامل در آمادگي جسماني از اهميت ويژه اي برخوردار است. با تمرينات ورزشي ميزان توانايي مفاصل بدن در خم شدن و چرخيدن بيشتر مي شود و در نتيجه كارايي عضلات بهبود مي يابد اگر مفاصل از انعطاف كمي برخوردار باشند محدوديت حركتي براي بدن ايجاد مي شود. انعطاف پذيري در فعاليت هاي روزانه چون باغباني، خانه داري، فعاليت هاي ورزشي كه احتياج به نرمي و انعطاف پذيري دارند مؤثر است. كه البته اين نقش در فعاليت هاي ورزشي چون ژيمناستيك ، دو ميداني و . . . پر رنگ تر مي شود.

 

 

 استقامت قلبي و ريوي
بسياري از دانشمندان و صاحب نظران ورزشي عقيده دارند كه عامل استقامت قلبي ريوي در آمادگي جسماني بيش از عوامل ديگر اهميت دارد و بعضي ديگر دقيقاً بر عكس اين نظريه مهر تأييد زدند. اما تجربه نشان داده است كه استقامت قلبي ريوي از عوامل اساسي آمادگي جسماني است و با تمرينات استقامتي شديد و سنگين مي توان آن را ارتقاء بخشيد.


 فيزيولوژي عضلات
عضلات دستگاهي هستند كه مواد غذايي را از صورت شيميايي به صورت انرژي مكانيكي يا كار تبديل مي كنند. مي دانيم كه حركات بدن از انقباض عضلات حاصل مي شود بدين معني كه عضلات مخطط كه به استخوانهاي بدن متصلند با اراده فرد منقبض مي شوند و حركت جابجايي را در بدن ميسر مي كنند. در بدن انسان سه نوع عضله وجود دارد (عضلات مخطط يا اسكلتي ـ عضلات صاف و عضله قلب) كه ما در اين بخش فقط عضلات مخطط را بررسي مي كنيم. عضلات مخطط حاوي 70 درصد آب،20درصد پروتئين و 10 درصد كربوهيدراتها و چربي و نمكهاي معدني و املاح است كه البته تركيبات عضله در اعضاي مختلف بدن تغييرات وسيعي دارند.

در بخش عضلات مخطط 2 مطلب را بررسي مي كنيم : 1- انقباض عضله، 2- منابع انرژي عضله.

انقباض عضله : اگر طول عضله به هنگام انقباض تغيير نكند اين انقباض را (هم طول) مي گويند. در اين نوع انقباض جسم مقاوم جابه جا نمي شود تمام انرژي حاصل از انقباض به حرارت تبديل مي شود. ولي اگر انقباض عضله به كوتاه شدن آن منجر شود آن انقباض را (هم تنش) مي گويند كه باعث مي شود جسمي كه در برابر عضله قرار مي گيرد جابه جا شود. سرعت انقباض عضله با مقدار وزنه اي كه در مقابل آن قرار مي گيرد رابطه عكس دارد. اگر هيچ نيرويي در برابر عضله قرار نگيرد عضله سريعاً منقبض مي شود ولي اگر به تدريج نيروي مخالف افزايش مي يابد از سرعت انقباض كاسته مي شود. تا اينكه اگر ميزان نيروي مخالف برابر با نيروي عضله شود سرعت كوتاه شدن يا انقباض به صفر خواهد رسيد.


 منابع انرژي
عضله براي آنكه به حالت انقباض درآيد احتياج به انرژي دارد. منبع اصلي انرژي عضله آدنوزين تري فسفات ATP است كه به مقدار كمي در عضله وجود دارد ولي به مقدار زيادي انرژي آزاد مي كند. كراتين فسفات CP منبع انرژي ديگري است كه در سلولهاي عضلاني ذخيره مي شود. اگر مقدار ATP در سلول بيش از اندازه لازم باشد انرژي اضافي صرف توليد CP مي شود و در نتيجه مقدار بيشتري از انرژي ذخيره خواهد شد. به مجرد ذخيره ATP در عضله CP موجود به سرعت و سهولت به ATP تبديل مي شود و در نتيجه CP باعث ثابت ماندن مقدار ATP عضله مي شود. انرژي حاصل از CP و ATP براي مدت كوتاهي انرژي لازم را تأمين مي كنند پس در فعاليت هاي شديد بدني كه بيش از چند دقيقه طول مي كشد بايد منبع ديگري از انرژي وجود داشته باشد. اين انرژي از تجزيه گليگوژن حاصل مي شود و چون اين واكنش در مجاورت اكسيژن قرار مي گيرد آن را هوازي يا (با اكسيژن) مي گويند. اگر اكسيژن به اندازه كافي براي اين واكنش هاي شيميايي وجود نداشته باشد در عضله اسيدلاكتيك توليد مي شود. قسمت اعظم اين اسيدلاكتيك مجدداً به گلوكز و گليگوژن تبديل مي شود و مقداري از آن در عضله بر جاي مي ماند. در ورزشهاي سخت و طولاني و مخصوصاً افرادي كه از آمادگي جسماني كمي برخوردارند خستگي عضلات بعد از ورزش مربوط به اسيدلاكتيك باقي مانده در عضله است، ميزان خستگي با مقدار اسيدلاكتيك موجود در عضله رابطه مستقيم دارد.

توليد انرژي در بدن به 3 طريق انجام مي گيرد كه 2 طريق آنها براي توليدATP نياز به اكسيژن ندارند (بي هوازي) و در سومين طريقه وجود اكسيژن كاملاً ضروري است كه به آن (هوازي) گويند:


 سيستم ATP-CP
در ورزشهايي چون: پرتاب نيزه ، پرتاب ديسك ، دو 100 متر و شيرجه يا فعاليتهايي كه زمان اجراي آن بسيار كم است (حدود 10 ثانيه) و با حداكثر شدت انجام مي شوند انرژي مورد نياز را از اين سيستم تأمين مي كنند. ATP وCP موجود در عضله به صورت ذخيره وجود دارند و به هنگام فعاليت انرژي مورد لزوم را تهيه مي كنند. در اين سيستم براي تأمين انرژي احتياجي به حضور اكسيژن نيست (بي هوازي)


 سيستم اسيدلاكتيك
در ورزشهايي كه زمان اجراي آنها بين 1 تا 3 دقيقه طول مي كشد انرژي مورد نيازشان را از اين طريق تأمين مي كنند مثل دوهاي 400 و800 متر وكشتي. هنگام اجراي اين فعاليت ها اكسيژن به قدر كافي در عضله موجود نيست لذا گلوكز موجود در عضله به اسيدلاكتيك و ATP تبديل مي شود. در حقيقت در اين سيستم گلوكز عامل اصلي تأمين كننده انرژي عضله است.


 سيستم هوازي
هر موجود زنده اي براي ادامه زندگي و فعاليت احتياج به اكسيژن دارد. بعد از چند دقيقه كه اكسيژن به بدن نرسد، نه ATP در بدن ساخته مي شود و نه انرژي وجود دارد و در نتيجه زندگي پايان مي يابد. در ورزشهايي كه بيش از 3 دقيقه طول مي كشد عضلات انرژي مورد احتياج را از تجزيه مواد غذايي در مقابل اكسيژن بدست مي آورند. در دوهاي ماراتن، كوهنوردي و. . . ATP مورد نياز عضلات از اين طريق تأمين مي گردد. پروتئين ها، گليگوژن و چربيها از جمله مواد غذايي هستند كه در اين سيستم مورد استفاده قرار مي گيرد و بيشترين مقدار توليد ATP را نيز دارد.


 برگشت به حالت اوليه و وام اكسيژن (ريكاوري)
همانطور كه گفته شد براي اينكه بدن از حالت استراحت به حالت فعاليت درآيد فعل و انفعالات متعددي در عضله صورت مي گيرد تا انرژي لازم كسب شود. همچنين برگشت بدن از حالت فعاليت به حالت استراحت نيز بسيار مهم است كه آن را برگشت به حالت اوليه (Recavery) گويند. ذخيره اكسيژن بدن هنگام فعاليت هاي شديد به مصرف سوخت و ساز بدن مي رسد؛ در نتيجه هنگام استراحت مقدار اكسيژني كه از ذخيره بدن گرفته شده است بايد دوباره به بدن باز گردد و اسيدلاكتيك جمع شده در عضلات نيز بايد از سلول هاي عضلاني خارج شودكه البته هر دو نيز هوازي هستند. انرژي از دست رفته بدن را وام اكسيژن (Oxygen Debt) گويند. مقدار وام اكسيژن برابر است با مقدار اكسيژن مورد نياز در هنگام فعاليت؛ اگر نوع فعاليت شخص ملايم، طولاني و يكنواخت باشد بدن مي تواند انرژي مورد نياز را از هوا بگيرد و وام اكسيژن به وجود نمي آيد والي اگر فعاليت شخص شديد باشد به طوري كه او مجبور باشد با كمبود انرژي به فعاليت خود ادامه دهد مبتلا به وام اكسيژن مي شود. مدت زماني كه طول مي كشد تا بدن به حالت اول برگردد بستگي به مدت، شدت و آمادگي جسماني فرد دارد؛ بعد از فعاليت ها در 2 يا 3 دقيقه اول مصرف اكسيژن به شدت پايين مي آيد اما از اين شدت به تدريج كاسته مي شود تا به حالت يكنواخت برسد. اگر شخص بعد از فعاليت ورزشي خود، به جاي استراحت، كار ساده اي مثل راه رفتن يا دويدن آرام (سرد كردن) را انجام دهد اسيدلاكتيك موجود در بدن زودتر از بين مي رود (در اين مورد در فصل علم تمرين به طور كامل توضيح داده شده است)


 فيزيولوژي گردش خون
دستگاه گردش خون از رگها و قلب تشكيل شده كه خون تيره و روشن در آنها جريان دارد. قلب به صورت تلمبه اي قوي خون روشن را از راه سرخرگ آئورت و سرخرگ ششي به بدن مي فرستد و از طرفي سياهرگهاي اجوف فوقاني و تحتاني خون تيره را از بدن به قلب بر مي گردانند. به استثناي سياهرگ ششي كه خون روشن و تيره را از ششها به قلب بر مي گرداند. سلولهاي بدن پيوسته در حال فعاليت اند و براي ادامه حيات و فعاليت خود موادي را مي سوزانند و مواد ديگري را دفع مي كنند دستگاه گردش خون عهده دار رساندن مواد سوختني به سلول ها و خارج كردن مواد زائد است. قلب از چهار حفره تشكيل شده است. دو حفره در طرف راست و دو حفره در طرف چپ. دو حفره بالايي را دهليز و دو حفره پاييني را بطن مي گويند. بطن باعث به حركت درآمدن خون در بدن مي شود و اگر بطن از انقباض بيفتد خون از گردش خواهد ايستاد. شكل قلب شبيه مخروطي است كه قاعده آن در بالا و نوك آن در پايين در انتهاي بطن ها است. در موقع ضربان دو دهليز با هم منقبض مي شوند و بعد از مدت نسبتاً كوتاهي دو بطن منقبض مي شوند بعد از اين انقباض توقف بيشتر و طولاني تري وجود دارد كه به منزلة استراحت قلب است. مدت انقباض بطن ها در افراد بالغ 3/0 ثانيه و مدت انبساط آنها 5/0 ثانيه طول مي كشد روي هم رفته يك دوره كامل قلبي 8/0 ثانيه طول مي كشد بنابراين در هر دقيقه تقريباً 70 دورة قلبي صورت مي گيرد و اين رقم را تعداد ضربان قلب گويند. همانطور كه مي دانيد در حدود تا وزن بدن را خون تشكيل مي دهد يعني يك شخص معمولي با وزن در حدود70 كيلوگرم داراي 5 تا 6 ليتر خون است قسمت اعظم خون را گلبولهاي قرمز تشكيل مي دهند. كمبود اكسيژن معمولاً موجب افزايش گلبولهاي قرمز خون مي شود به همين دليل است كه در ارتفاعات زياد ورزشكاران استقامتي قادر نيستند ركوردهاي جهاني از خود به جا بگذارند چون در مكان هاي مرتفع فشار نسبي اكسيژن در هواي تنفسي كم است و شخص ورزشكار قادر نيست به راحتي اكسيژن مورد نياز را در هنگام ورزش از هوا كسب كند لذا اين امر در كارايي او اثر نامطلوب مي گذارد.


 فيزيولوژي تنفس
طبق تعاريفي كه در كتاب هاي فيزيولوژي انجام شده، تنفس عبارت است از جذب اكسيژن و دفع انيدريدكربنيك به وسيلة سلول زنده، خواه اين سلول حيواني باشد، خواه نباتي.

عمل تنفس طي 2 مرحله متمايز انجام مي شود : تنفس خارجي: كه عبارت است از حركت هوا به داخل ريه ها، انتقال اكسيژن از ريه ها به خون و انتقال انيدريدكربنيك از خون به ريه ها. تنفس سلولي يا داخلي: كه شامل جذب اكسيژن و توليد انيدريدكربنيك توسط سلولها مي شود. انقباض حجاب حاجز يا ديافراگم و پايين آمدن در محوطه شكم باعث بزرگ شدن قفسه سينه از بالا به پايين مي شود. همزمان با اين عمل عضلات شكم بتدريج شل مي شود و با انقباض عضلات بين دنده اي، دنده ها به بالا كشيده مي شود و استخوان جناغ را به جلو مي راند اين عمل قفسه سينه را از جلو به عقب مي برد و از طرفين بزرگ مي كند؛ با بزرگ شدن حجم قفسه سينه فشار موجود در ريه ها از فشار جو كاهش مي يابد و باعث حركت هوا به داخل ريه ها مي شوند اين عمل آنقدر ادامه پيدا مي كند تا فشار هوا در ريه ها با فشار جو برابر گردد. كليه اعمال بالا را دم گويند. اما عمل بازدم در نتيجه شل شدن عضلات دمي و بازگشت ريه ها به حالت قبل صورت مي گيرد با بالا رفتن عضله ديافراگم و بازگشت حجم قفسه سينه به حالت استراحت، فشار هوا در ريه ها از جو بيشتر مي شود و آن قدر هوا از ريه ها خارج مي شود تا فشار ريه ها دوباره با فشار جو برابر گردد.


 حجم جاري و تهويه ريوي
حجم هوايي كه با هر بار حركت به داخل ريه ها جريان مي يابد را حجم جاري مي نامند و مقدار آن بين 400 تا 500 ميلي ليتر است و تهويه ريوي عبارت است از حجم جاري ضرب در تعداد حركات تنفسي در دقيقه كه معمولاً بين 10 تا 20 بار در حالت استراحت است. در هنگام ورزش تعداد حركات تنفسي افزايش پيدا مي كند و عميق تر مي شود تا جايي كه در فعاليتهاي شديد ورزشي عضلات دمي و بازدمي فعال مي شوند و تهويه ريوي تا حدود 100 ليتر در دقيقه افزايش مي يابد. حداكثر تهويه ريوي ممكن است به 150 ليتر در دقيقه هم برسد ولي افزايش تهويه ريوي اگر از 100 ليتر در دقيقه بيشتر شود به افزايش جذب اكسيژن كمكي نمي كند زيرا به نظر مي رسد كه انتقال اكسيژن بيش از اين مقدار به بافتها، توسط عضلات قلب و عضلات تنفس محدود مي شود.