این
فلسفه که عقل سالم در بدن سالم است ، به تمدن یونان و چین باستان بازمی
گردد. به هر حال ، فقط در سالهای اخیر است که مقوله ای، که بنام روانشناسی
ورزشی مشهود می باشد، به عنوان جز مهمی از علوم ورزشی ، شناخته شده است.
روانشناسی
ورزش در دو دهه اخیر به شکل معناداری رشد و توسعه یافته است . توجه و
علاقه به این رشته تدریجاً رو به افزایش است و گستره دانش وابسته به این
حوزه آنقدر رشد کرده است که به شاخه های متعددی نیز تقسیم شده است .
به
مفهوم وسیع کلمه روانشناسی ورزشی کاملاً در برگیرنده جنبه های روانشناختی،
ورزشهای رقابتی، تمرین، آمادگی جسمانی، استراحت و پیشرفت مهارتهای حرکتی
می باشد.
در
این تحقیق ما به ارزشمند بودن روانشناسی ورزش و اینکه این مقوله چقدر می
تواند در پیشرفت ورزش مثمر ثمر باشد خواهیم پرداخت. بخصوص روانشناسی ورزش
برای مربیان ، زیرا ما معتقدیم مربیگری یکی از مشکلترین شغلهای جهان است.
یک مربی کارآمد باید مهارت و دانش فوق العاده ای داشته باشد تا ورزشکاران
ماهری را پرورش دهد. هنوز انتظار می رود که مربیان باید کارهای بیشتری
انجام دهند. از آنها انتظار می رود انسان نجیب تحویل دهند. و تما اینها
باید با انسانهای منحصر به فرد و متفاوت انجام شود، آن هم در زیر فشار سخت
و با دید موشکافانه و نزدیک به دید عموم . یک مربی موفق تنها نباید قابلیت
آگاهی از مهارتها و رهبردهای ورزش را داشته باشد، بلکه او در حقیقت باید
یک روانشناس ماهر هم باشد.
روانشناسان
ورزش بسیار آموخته اند، آموخته هایی که می تواند مورد استفاده مربیان قرار
گیرد، ولی مربیان انگشت شماری هستند که از آنچه شناخته شده، اگاهی داشته
باشند. این دانش و معرفت ترکیبی است از تحقیقات علمی و تجارب علمی مربیان
و ورزشکاران کهنه کار . ولی چرا مربیان از این دانش آگاهی ندارند؟ زیرا
تحقیق علمی به صورت یک زبان فنی نا آشنا برای آنها نوشته می شود ، و دلیل
دیگر اینکه یک مربی برای کسب یک تصویر کامل نیاز دارد تا هزاران تحقیق
علمی را مورد بررسی قرار دهد. علاوه بر آن ، فعالیتهای آکادمیک تأکیدش بر
تولید تحقیق علمی است تا تفسیر آن برای استفاده مصرف کنندگان. بنابراین
توجه اندکی در نشر و معرفت و دانش روانشناسی ورزش به عمل آمده است . از
لحاظ تجربی ، مربیان نسبت به روانشناسی ورزشی بی علاقه نیستن، بلکه مشتاق
هم هستند مشروط بر اینکه اطلاعات قابل درک و مرتبط با مربیگیری آنها باشد.
مشکل اصلی در کمبود علاقه نیست، بلکه در نارسایی سیستم انتقال این اطلاعات
و دسترسی به آن است. روان شناسی ورزش مقوله ای پیچیده و سخت ولی در عین
حال زیبا و شیرین است که می تواند جذابیتهای زیادی را به همراه داشته
باشد.
تاریخچه روانشناسی ورزشی :
در
سال 1895 جورج فیتز آزمایشی بر زمان عکس العمل که یکی از قدیمترین
تحقیقاتی است که توسط آن مراحل روانشناسی و اجرای حرکات ورزشی را می
آموزند، انجام داد. در همان زمان نورمن تریپلت رابطه بین حضور رقیبان و
نحوه اجرای حرکات در مسابقه دوچرخه سواری را مورد مطالعه قرار داد و کشف
کرد که دفعات رکاب زدن در زمان حضور رقیبان تندتر از زمانی است که رقیبان
حضور ندارند و فرد تنهاست. بنابراین او حوزه تحقیقات «تأثیر حریفان در
ورزش» را که امروزه هنوز هم فعالیت دارد بنیان نهاد. چرا بعضی از
ورزشکاران در زمان اجرای حرکات در حضور جمعیت و تحت فشار، بهتر عمل می
کنند. در حالیکه بعضی دیگر تحت چنین شرایطی دچار افت عملکرد و شکست می
شوند؟ برای پاسخ دادن به چنین سوالاتی کلمن گریفیت، اولین آزمایشگاه
تحقیقات روانشناسی ورزشی را در سال 1925 بنیان نهاد. این آزمایشگاه در
دانشگاه ایلینویز در آمریکا قرار داشت. بزودی بعد از آن، آزمایشگاههای
دیگر از این نوع در برلن و لنینگراد ساخته شد. در سال 1965 اولین کنگره بین
المللی روانشناسی ورزشی در رم تشکیل شد. بعد از آن انجمنهای مشابهی به
فواصل زمانی منظمی تشکیل گردید. که آخرین بار به میزبانی سنگاپور در سال
1989 انجام گرفت .
تعریف روانشناسی ورزشی :
روانشناسی
علم مطالعه رفتار انسان و روانشناسی ورزشی مطالعه رفتار ورزشی و کاربرد
یافته های روانشناسی برای بهبود عملکرد و ارتقاء تندرستی است. از حوزه های
مهم مورد مطالعه روانشناسی ورزشی که به ویژه در آمادگی قهرمانان کاربرد
دارد، آمادگی روانی برای عملکرد است که ورزشکار را برای مسابقه آماده می
سازد.
روانشناسی
ورزش، محدودهای از موضوعات شامل «انگیزه پایداری و موفقیت، ملاحظات
روانشناختی در صدمات ورزشی و توانبخشی، روشهای مشاوره با ورزشکاران،
ارزیابی استعدادها، پیگیری تمرینات، خودباوری برای موفقیت، مهارت ورزشی،
ورزش جوانان و روشهای بالا بردن کارایی و خود تنظیمی» را در بر میگیرد.
هر
چند غالبا برداشت عمومی چنین است که روانشناسی ورزش تنها مربوط به
ورزشکاران حرفهای است اما این حوزه تخصصی دربرگیرنده محدوده وسیعی از
موضوعات علمی، کلینیکی و کاربردی مربوط به ورزش و تمرینات است. دو زمینه
اصلی در روانشناسی ورزش وجود دارد: یکی کاربرد روانشناسی در بالا بردن
انگیزه و کارآیی و دیگری تاثیر ورزش در بهبود سلامت روانی و عمومی.
ضرورت روانشناسی ورزش :
آیا
می دانید علت اینکه وزنه برداری در رده تیم ملی اعزامی به المپیک وقتی روی
صحنه میرود فراموش می کند به دستان خود گچ مخصوص بزند چیست؟
آیا
می دانید علت اینکه تکواندو کاری در رده تیم ملی اعزامی به المپیک وقتی
روی تشک مسابقه می رود فراموش می کند کلاه مخصوص خود را برسر گذارد چیست ؟
آیا می دانید علت اینکه دوچرخه سواری در رده تیم ملی اعزامی به مسابقات آسیایی وقتی
در ابتدا خط استارت قرار می گیرد چنان پاهایش می لرزد که نمی تواند روی
پنجه رکاب دوچرخه نیرو وارد کند و از مسابقه باز می ماند چیست ؟
مسلما پاسخ شما شامل توضیح مسائل فنی این رشته های ورزشی نیست و بروی کلمه اضطراب متفق القول هستید.
اضطراب
یکی از مهمترین مسئله هایی است که انسان با آن دست به گریبان است.بخصوص
زمانی که پای رقابت در میان باشد .در اکثر کتابها و مقالات بیشتر به مسائل
تخصصی رشته های ورزشی توجه شده است.
اما آیا می دانید طبق تحقیقات بعمل آمده بسیاری از عدم موفقیت های ورزشی ریشه در علل روانی دارد.
از
آن رو تصمیم گرفتیم تا با طرح سلسله مقالات روانشناسی و آموزشی اضطراب،
نقش کوچکی در موفقیت های آتی ورزشکاران شطرنج باز ایران عزیزمان داشته
باشیم .
روانشناس ورزش، روانشناسی است که در حوزههای زیر تخصص دارد:
· بهبود کارآیی از طریق بهکارگیری مهارتهای روانشناسی
· موضوعات مربوط به سلامت روانی ورزشکاران
· همکاری با سازمانها و نهادهای متولی ورزش
· عوامل رشدی و اجتماعی مؤثر بر مشارکت ورزشی
با
وجودی که روانشناسی ورزش یکی از رشتههای روانشناسی محسوب میگردد اما
معمولا دورههای آموزشی آن در دانشکدههای تربیتبدنی و ورزش ارائه میشود
نه در دانشکدههای روانشناسی. البته در اکثر دانشکدههای روانشناسی،
درسی با عنوان روانشناسی ورزش ارائه میشود.
این حرفه برای چه کسانی مناسب است؟
هر
فرد تنها بر اساس تناسب با نیازها، علائق، استعداد و اهدافش میتواند در
مورد یک حرفه تصمیم بگیرد. اگر کسی به ورزش یا تمرینات ورزشی علاقهمند
نباشد احتمالا این حرفه مناسب او نیست. اما اگر فردی از کمک به دیگران
برای رسیدن به حداکثر توانائیشان، حل مسائل پیچیده و کار کردن در قالب یک
تیم لذت میبرد احتمالا روانشناسی ورزش میتواند شغل مناسبی برای او
باشد.
مزایا و معایب این حرفه
روانشناسی ورزش نیز مثل تمامی حرفهها دارای مزایا و معایب خاص خود است. از جمله مزایای آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
· کار به صورت مشارکتی و تیمی
· فرصتهای تخصصی گسترده و متنوع (مثل آموزش، ورزش جوانان، آموزش ورزشکاران حرفهای)
__________________________________________________________________________
ضرورت روانشناسي ورزشي:
مي دانيد علت اينكه کمانداران در رده تيم ملي اعزامي به المپيك وقتي روي صحنه مي رود فراموش مي كند چگونه بايد شروع کند، چيست؟
آيا مي دانيد علت اينكه وزنه برداري در رده تيم ملي اعزامي به المپيك وقتي روي صحنه مي رود فراموش مي كند به دستان خود گچ مخصوص بزند چيست ؟
آيا مي دانيد علت اينكه تكواندو كاري در رده تيم ملي اعزامي به المپيك وقتي روي تشك مسابقه مي
رود فراموش مي كند كلاه مخصوص خود را بر سر گذارد چيست ؟
آيا مي دانيد علت اينكه دوچرخه سواري در رده تيم ملي اعزامي به مسابقات آسيايي وقتي در ابتدا خط
استارت قرار مي گيرد چنان پاهايش مي لرزد كه نمي تواند روي پنجه ركاب دوچرخه نيرو وارد كند و از
مسابقه باز مي ماند چيست ؟
مسلماً پاسخ شما شامل توضيح مسائل فني اين رشته هاي ورزشي نيست و بر روي كلمه اضطراب متفق
القول هستيد .
اضطراب يكي از مهمترين مسئله هايي است كه انسان با آن دست به گريبان است . بخصوص زماني كه
پاي رقابت در ميان باشد . در اكثر كتابها و مقا لات بيشتر به مسائل تخصصي رشته هاي ورزشي توجه
شده است .
اما آيا مي دانيد طبق تحقيقات به عمل آمده بسياري از عدم موفقيت هاي ورزشي ريشه در علل رواني
دارد .
از آن رو تصميم گرفتيم تا با طرح سلسله مقالات روانشناسي و آموزشي اضطراب، نقش كوچكي در
موفقيت هاي آتي ورزشكاران شطرنج باز ايران عزيزمان داشته باشيم .
روانشناسي ورزشي
روانشناسي علم مطالعه رفتار انسان و روانشناسي ورزشي مطالعه رفتار ورزشي و كاربرد يافته هاي
روانشناسي براي بهبود عملكرد و ارتقاء تندرستي است . از حوزه هاي مهم مورد مطالعه روانشناسي
ورزشي كه به ويژه در آمادگي قهرمانان كاربرد دارد، آمادگي رواني براي عملكرد است كه ورزشكار را
براي مسابقه آماده مي سازد .
مركز روانشناسي ورزشي
مركز روانشناسي ورزشي آكادمي ملي المپيك و پاراالمپيك، فرصتي را براي ورزشكاران تيم هاي ملي
فراهم مي سازد تا در كنار تقويت عوامل جسما ني و فني به تقويت آمادگي رواني در رشته ورزشي خود
بپردازند و توانايي هاي خود را در همه ابعاد تكامل بخشند .
اين مركز برنامه هايي را براي كمك به ارتقاء عملكرد ورزشكاران تيم هاي ملي طراحي نموده است كه در
سال جاري به اجرا خواهد گذاشت . اين برنامه ها شامل برگزاري دوره هاي آشنايي با روانشناسي ورزشي
براي مديران، مربيان و ورزشكاران تيم هاي مختلف، برگزاري جلسات مشاوره فردي و گروهي با
ورزشكاران تيم هاي ملي و ارائه تمرينات و توصيه هاي روانشناختي براي بهبود آمادگي رواني و ارتقاء
عملكرد ورزشي است .
آمادگي رواني چيست؟
همه ما با مراجعه به حافظه خود مي توانيم . لحظاتي را در مسابقات ورزشي به خاطر آوريم كه تيم يا
ورزشكاري با وجود آمادگي كامل جسماني و فني، به دليل شرايط نامناسب رواني از ارائه بهترين عملكرد
خود ناتوان مانده است .
ضعف آمادگي رواني در ورزشكاري كه آمادگي جسماني م طلوب دارد، به مثابه اتومبيل آماده و پر سرعتي
است كه راننده اي ناشي و نا آماده در آن نشسته باشد .
هر قدر هم كه جسم آماده و ورزيده باشد، اگر ذهني كه آن را هدايت مي كند فاقد ورزيدگي و آمادگي
باشد جسم به درستي هدايت نخواهد شد .
احتمالاً در ٣٠ سال پيش، واژه آما دگي جسماني براي مربيان و ورزشكاران قدري نامفهوم بوده است، اما
امروزه در پاسخ به مفهوم آمادگي جسماني، بي درنگ عوامل متشكله آمادگي جسماني مانند : قدرت،
استقامت و ... به ذهن خطور مي كند . همانطور كه آمادگي جسماني مستلزم صرف زمان كافي براي تمرين
و تقويت عوامل آ ن است، آمادگي رواني نيز از عواملي همچون مهارت در توجه، مهارت در كنترل
اضطراب و استرس، حفظ انگيزش، حفظ و افزايش اعتماد به نفس و ... تشكيل مي شود . رسيدن به
آمادگي رواني نيز به مرور و با صرف زمان و امكان پذير مي شود و مستلزم اينست كه مديران و مربيان
آگاه چنين فرصتي را براي ورزشكاران فراهم آورند .
ضرورت آمادگي رواني
بسكتباليستي كه در تمرين همه پرتاب هاي پنالتي را تبديل به گل مي كند، چه مي شود كه در مسابقه
از به ثمر رساندن يك پنالتي ناتوان مي ماند؟ آيا وضعيت او با تمرين جسماني و مهارتي بيشتر، بهتر
خواهد شد؟ بعيد به نظر مي رسد، زيرا او مهارت لازم را دارد و اين را در تمرين نشان مي دهد، ممكن
است مشكل او ناتواني در حفظ توجه و كنترل اضطراب ناشي از هيجان مسابقه باشد . اين مسئله با
هدايت وي به سمت تمرينات توجه و تمركز و يا مهارت كنترل اضطراب قابل حل است و گرنه انجام
تمرينات جسماني بيشتر، مشكل او را حل نخواهد كرد .
امروزه، قهرمانان سطوح عالي و المپيك بخشي از زمان تمرينات خود را صرف تمرينات آمادگي رواني مي
كنند. در بسياري از رشته هاي ورزشي، تا ١٠ نفر اول مسابقات جهاني، به لحاظ فني و جسماني در يك
سطح اند و آنچه نفرات برتر را متمايز مي سازد، آمادگي رواني آنهاست (تفاوتي كه ايجاد تفاوت مي كند)
. در دنياي امروز رقابت ديگر فقط بر سر تكنيك برتر نيست، ورزشكاري پيروز است كه از آم ادگي رواني
بالاتري برخوردار باشد
________________________________________________________________________
تحقیقات بسیاری نشان داده است که ورزش علاوه بر اینکه ابزار
ارزشمندی برای حفظ سلامت جسمانی است رابطه نزدیکی با سلامت روانی و بویژه
پیشگیری از بروز ناهنجاریهای روانی دارد. ورزش از اضطراب و افسردگی
میکاهد، اعتماد به نفس را افزایش میدهد و خود پنداره را تقویت میکند.
ورزش بویژه در سنین کودکی و نوجوانی مفر سالمی برای آزاد کردن انرژیهای
اندوخته شده است و این خود بسیار لذتبخش و آرامشدهنده است.
شرکت در
فعالیتهای ورزشی به اجتماعی شدن و کسب مهارت و کفایت و همچنین دوستیابی
و ارتباط سالم با همسالان کمک میکند. در جریان یکی از پژوهشهای اخیر (
SIMON 1999 ) در ایالات متحده 65 درصد از جوانان ابراز کردند که ورزش آنها
را از اعتیاد به الکل و مواد مخدر باز داشته است.
در جریان
فعالیتهای ورزشی شدید میزان ترشح اندورفینها افزایش مییابد و به همین
دلیل ورزشکاران پس از انجام تمرینات احساس لذت و آرامش خاصی میکنند که به
آن اصلاحاً joggrs high گفته میشود. با توجه به شباهت بین اندورفینها و
ترکیبات افیونی، ورزش کردن میتواند جایگزین سوء مصرف مواد مخدر در
معتادان شود.
در نتیجه تمرینات ورزشی مدام میزان جریان خون در مغز
افزایش مییابد. افزایش جریان موجب اکسیژن رسانی و تغذیه بهتر نرونهای
مغز شده و از تنگ شدن عروق مغز جلوگیری میکند. این تاثیرات خود موجب
پیشگیری از فراموشی و زوال توانمندیهای ذهنی در سالمندی میشود. تمرینات
ورزشی همچنین موجب آزادسازی نوعی فاکتور رشد به نام B.D.N.F میشود که
میتواند نرونها را در مقابل آسیب و صدمه مقاوم نموده و از بروز
بیماریهای آلزایمر و پارکینسون تا حدود زیادی جلوگیری کند.
در
تحقیقی که در دانشگاه اورگان در سال 1995 انجام شد 354 دانشجوی کالج در
رابطه با تاثیر ورزش بر افسردگی مورد بررسی قرار گرفتند. ابتدا میزان
انجام تمرینات ورزشی در این دانشجویان از حیث شدت و مدت تمرینات در طول سه
ماهه قبل از تحقیق مورد بررسی قرار گرفت و دانشجویان بر اساس میزان
تمرینات بدنی به سه دسته ورزشکار (میزان فعالیت سه جلسه در هفته)، فعال
(میزان فعالیت یک یا دو جلسه در هفته) و غیرفعال (فعالیت کمتر از یکبار در
هفته) تقسیم شدند. سپس هر گروه پرسشنامه واحدی را در زمینه افسردگی پاسخ
گفتند که شامل 30 سوال بله و خیر بود. آن گروه از دانشجویان که به عنوان
گروه ورزشکار شناخته شده بودند کمترین میزان افسردگی را گزارش کردند.
در
تحقیق دیگری 4 نوجوان 12 تا 18 ساله با تشخیص افسردگی عمده به مدت 65 روز
سه بار در هفته و هر بار به مدت یک ساعت تمرینات ورزشی راه رفتن سریع و
دویدن را انجام دادند. این نوجوانان قبل از شروع برنامه تمرینی، به
پرسشنامه افسردگی بک به عنوان پیش آزمون پاسخ گفته بودند. سپس در روزهای
بیست و نهم، پنجاهم و شصت و پنجم مجدداً به پرسشنامه مذکور پاسخ گفتند.
نتایج نشان دهنده کاهش افسردگی بود.
در تحقیق دیگری که بر روی گروهی
از دانشجویان مبتلا به افسردگی متوسط تا خفیف توسط مککان و هونجر در سال
1984 انجام گرفت مشاهده گردید که ورزش در فضای باز میتواند افسردگی را به
طور قابل ملاحظهای کاهش دهد. در این تحقیق دانشجویان به طور تصادفی به سه
گروه ورزش در فضای باز ( aerobic exercise )، آرمیدگی و گروه کنترل تقسیم
شدند. پس از انجام یک دوره انجام تمرینات مشاهده گردید که ورزش بیشترین
تاثیر را در کاهش افسردگی داشته است. البته دانشجویانی که تمرینات آرمیدگی
را انجام دادند در قیاس با گروه کنترل میزان افسردگیشان تا اندازهای
کاهش یافته بود.
تاثیر تمرینات یوگا:
آزمایشی که در بنیاد
کلیولند بر روی 70 نفر از سالمندان بالای 55 سال دارای پرتنشی خفیف تا
متوسط انجام شد نشان دهنده تاثیر تمرینات یوگا بر متغیرهای روانشناختی
است. در این آزمایش سالمندان به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. یک
گروه به مدت 12 هفته دو بار در هفته به انجام تمرینات ساده یوگا پرداختند
و گروه دیگر در همین مدت به انجام تمرینات ورزشی همراه با موسیقی
پرداختند. وضعیت بالینی دو گروه در زمینههای اضطراب، افسردگی، پرتنشی،
احساس خستگی، عصبانیت و اختلالات خواب قبل و بعد از انجام تمرینات و
همچنین 12 هفته بعد از خاتمه تمرینات (بعنوان پیگیری) بررسی گردید نتایج
نشان داد که گروهی که تمرینات ساده یوگا را انجام میداد در تمام
زمینههای یاد شده در مقایسه با دیگر گروه تمرینات ورزشی همراه با موسیقی
بیشتر بهبود یافته بود.
تحقیقی که در جنبش سالمندان آمریکا در
فلوریدا بر روی بیش از صد نفر از زنان سالمند انجام گرفت نشان داد که
انجام تمرینات یوگا میتواند اضطراب، تنش و عصبانیت را کاهش داده و
عزتنفس را افزایش دهد. در این آزمایش شرکت کنندگان به طریق کاملاً تصادفی
در گروه آزمون و گروه شاهد قرار گرفتند.
گروه آزمون روزانه 35 دقیقه
به انجام تمرینات یوگا میپرداختند. برنامه تمرینی آنها شامل تمرینات بدنی
و تنفس، آرمیدگی و مراقبه بود. پیش از اجرای آزمایش گروه آزمون و شاهد
توسط آزمونهای مقیاس عزتنفس روزنبرگ و پرسشنامه اضطراب استیت تریت مورد
ارزیابی قرار گفتند. نتایج نشان داد که گروهی که یوگا تمرین میکرد اضطراب
کمتر و عزتنفس بالاتری نسبت به گروه شاهد داشت.
در تحقیقی که بر روی
87 نفر از دانشجویان در دانشگاه ایالتی کنت در آمریکا صورت گرفت دانشجویان
را به طور تصادفی به 4 گروه تقسیم نمودند.
دو گروه از دانشجویان به
ورزش شنا پرداختند و یک گروه حرکات و وضعیتهای یوگا را تمرین کردند و بر
گروه دیگر که به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شده بود هیج متغیر ورزش
اعمال نشد. دانشجویان هر چهار گروه قبل و بعد از انجام تمرینات توسط
آزمونهای خلق و شخصیت مورد ارزیابی دقیق قرار گرفتند. نتایج حاصل از
تحلیلهای آماری نشان داد که دانشجویانی که به ورزشهای شنا و یوگا
پرداخته بودند نسبت به گروه شاهد خشم یا تنش افسردگی و پریشانی کمتری
داشتند. همچنین دانشجویان پسری که به ورزش یوگا پرداخته بودند در مقایسه
با گروه شناگر تنش و خستگی و عصبانیت کمتری داشتند. ظاهراً اثر یوگا و شنا
بر دانشجویان دختر تقریباً یکسان بود و تفاوت چشمگیری بین دختران دانشجو
که به یوگا و شنا پرداخته بودند مشاهده نگردید.
فرضیاتی در تبیین تأثیرات ورزش
فرضیه
کتهکولامینها: کته کولامینها گروهی از مواد شیمیایی مانند
نوراپینفرین، اپینفرین و دوپامین هستند که به عنوان انتقال دهنده
شیمیایی عمل میکنند. نوراپی نفرین و دوپامین بر یادگیری و حافظه تاثیر
میگذارند. تمرینات منظم، ترشح این ترکیبات را افزایش داده و مقدار آنها
را در پلاسمای خون زیاد میکند (کتی و براون، 1966،1973) . بنابراین انجام
تمرینات ورزشی به طور منظم میتواند از طریق افزایش ترشح انتقال دهندههای
شیمیایی، موجب تقویت حافظه و تغییرات خلقی شود.
فرضیه اندورفینها:
اندورفینها دستهای از مواد شیمیایی هستند که از نرونهای مغز ترشح
میشوند و آثار شبه افیونی دارند (ضد درد و آرامبخش).
تمرینات ورزشی
و بویژه دویدن میتوانند موجب افزایش اندورفینها شوند. همچنین مصرف الکل
یا برخی از غذاها، موجب تحریک ترشح این مواد میشوند. تزریق ماده نالوکس
که در پیوند با گیرندههای اندورفینی مانع اثربخشی اندورفین میشود،
میتواند تاثیرات مثبت ورزش بر خلق را کاهش دهد. بنابراین میتوان گفت
تاثیرات خلقی ناشی از ورزش عمدتاً ناشی از ترشح اندورفینها است (جانال
1984).
تاثیر ورزش بر حافظه
تحقیقات دکتر هیتر.س. اولیف در
دانشگاه علوم تندرسی اورگان در آمریکا نشان داد که سالمندانی که یک برنامه
تمرینی شامل راه رفتن سریع بر روی نوارگردان را سه بار در هفته و به مدت
یک ساعت، در طول چهار ماه انجام میدادند حافظه و زمان واکنش آنها، بهبود
یافته بود.
تحقیقات بیشتر نشان داد که آهسته دویدن ( Jogging )،
راهپیمایی، دوچرخهسواری و حرکات موزون نیز مانند راه رفتن سریع موجب
بهبود حافظه و زمان واکنش در سالمندان میشوند. (اولیف -2000)
پژوهشگران
همچنین دریافتند که سالمندانی که در یک برنامه تمرینی قدرتی و انعطافی به
مدت یک ساعت سه بار در هفته و در طول 4 ماه شرکت کردند عملکردشان در اجرای
آزمونهای حافظه، بهبود یافت. اگر چه این گونه بهبود حافظه بیشتر در
سالمندانی که تمرینات هوازی انجام میدهند رخ میدهد، اما تحقیقات بیشتر
نشان داده است که هیچ تمرین ورزشی نسبت به تمرینات ورزشی دیگر از لحاظ
تاثیر بر حافظه برتری ندارد. به عبارت دیگر بین ورزشهای مختلف از حیث
تاثیر بر حافظه تفاوت معنی داری مشاهده نمیشود.
در تحقیقی دیگر،
سالمندانی که به تازگی بازنشسته شده بودند و زندگی کم تحرکی را آغاز کرده
بودند، در طول 4 سال توسط آزمونهای شناختی گوناگون مورد بررسی قرار
گرفتند. نتایج بررسیها، نشان داد که توانمندیهای شناختی این سالمندان از
زمان بازنشستگی تا 4 سال بعد از آن به طور فزایندهای کاهش مییابد.
از
سوی دیگر، سالمندانی که پس از بازنشستگی در تمرینات منظم از قبیل
راهپیمایی، آهسته دویدن، دوچرخهسواری و حرکات موزون شرکت داشتند در نمرات
آزمونهای شناختی آنها در طول 4 سال کاهشی صورت نگرفته بود. (همان منبع)
در
پژوهشی دیگر که در ژاپن انجام گرفت 827 نفر از سالمندان بالای 65 سال در
طول یک دوره 7 ساله، مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج حاکی از آن بود
سالمندانی که هر روز در تمرینات ورزشی شرکت میکنند و همچنین سالمندانی که
فعالیت بدنی متوسط تا شدید، قسمتی از کار روزانه آنها را تشکیل میدهد در
مقایسه با سالمندان کم تحرکتر به طور معنی داری کمتر به بیماری آلزایمر
مبتلا میشوند. در واقع بسیاری از پژوهشگران معتقدند که یک زندگی پرتحرک
ممکن است افراد را در برابر ابتلا به بیماری آلزایمر مقاوم سازد. (همان
منبع)
در مطالعهای که به منظور تبیین علل بهبود حافظه در اثر
تمرینات ورزشی بر روی موشها انجام گرفت، ابتدا گروهی از موشها به دو
دسته تقسیم گردیدند. به یک دسته اجازه داده شد که به طور آزادانه بر روی
چرخ گردان بدوند. در مقابل، دسته دیگر هیچ گونه تمرینی انجام نمیدادند.
وقتی که این دو گروه از لحاظ ساختارهای مغز با یکدیگر مقایسه شدند معلوم
شد که در موشهای دونده، سلولهای بیشتری در ناحیه هیپوکامپ وجود دارد.
این ساختاری است که در حافظه و یادگیری نقش تعیین کنندهای دارد.
پژوهشگران
معتقدند که ممکن است فرآیندهای مشابهی در مغز انسان وجود داشته باشد. به
عبارت دیگر، تمرینات ورزشی ممکن است موجب تقویت ساختار هیپوکامپ در انسان
شوند.
دکتر نیکل برکتولد معتقد است که تمرینات ورزشی برای سلامت جسم
و روان، به یک اندازه، ضرورت دارد. کشف هیجان انگیزی که صورت گرفته این
است که تمرینات ورزشی علاوه بر افزایش جریان خون در مغز، میزان تولید
مولکول BDNF را هم افزایش میدهند. BDNF نوعی فاکتور رشد است که نرونهای
مغز را در مقابل آسیب و صدمه مقاوم میکند و به بقای آنها کمک میکند. این
مولکول همچنین میتواند از تباهی سلولها در اثر بیماریهای آلزایمر و
پارکینسون جلوگیری کند. (همان منبع)
دکتر برکتولد مدعی است که بر طبق
نتایج آزمایشهایی که اخیراً در رابطه با تاثیر ورزش بر حافظه انجام شده،
افزایش میزان تولید BDNF میتواند بر یادگیری و حافظه تاثیر مثبت داشته
باشد. بنابراین در نتیجه تمرینات ورزشی، میزان جریان خود در مغز، تعداد
سلولهای مغز در ناحیه هیپوکامپ و ترشح مولکولهای حفاظتی مانند BDNF
افزایش مییابد. مجموعه این فرآیندها میتواند موجب بهبود حافظه و به
تعویق انداختن بیماری آلزایمر شوند.
دکتر کریستین یافه استاد
روانپزشکی و عصبشناسی دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو معتقد است که
انجام تمرینات ورزشی میتواند کاهش توانمندیهای شناختی را که در اثر
سالمندی حادث میشود به تاخیر اندازد. تمرینات ورزشی با افزایش رشد
سلولهای عصبی و گسترده شدن ارتباطات بین سلولی که برای یادگیری و حافظه
ضرورت دارد میتواند مغز را جوان و فعال نگهدارند.
تاثیرات تمرین بر
سلولهای عصبی ناشی از افزایش جریان خون در مغز است که منجر به آزاد شدن
فاکتورهای رشد میشود و میتواند از سکته مغزی پیشگیری نماید. از سوی دیگر
تمرینات ورزشی میتواند مانند برخی ترکیبات دارویی، موجب آزادسازی
سروتونین، نوراپی نفرین و دوپامین شود.
دکتر یافه در یک بررسی طولی،
گروهی از زنان بالای 65 سال را به مدت 8 سال و با در نظر گرفتن میزان
فعالیت جسمانی آنان (از قبیل دویدن، دوچرخهسواری، باغبانی و پیاده به
خرید رفتن) مورد مطالعه قرار داد. پس از انجام آزمونهای شناختی حافظه،
جهتیابی، محاسبات عددی، بیان و توجه و با کنترل سایر عوامل دخیل در
سلامتی مانند آموزش، جایگاه اجتماعی، سلامتی عمومی، افسردگی و سیگار کشیدن
معلوم شد که تمرینات بدنی تاثیر مستقیمی بر کارکردهای شناختی دارند.
زنهایی که بیشتر در فعالیتها مشارکت داشتند به طرز معنیداری کمتر به
اختلال در توانمندنیهای ذهنی دچار شده بودند.
بر طبق یافتههای
انجمن علم عصبنگر آمریکا که بر اساس آزمایش بر روی موشها بدست آمدهاند،
تمرینات ورزشی میتواند در بهبود طیف وسیعی از بیماریها موثر باشد.
ظاهراً بهبود بسیاری از بیماریهای دستگاه عصبی بر اثر تکثیر مجدد
سلولهای مغز صورت میگیرد. قبلاً تصور میشد که مغز، ساخت سلولهای جدید
را خیلی زود در جریان رشد متوقف میکند، اما در سالهای اخیر پژوهشگران
شواهد روشنی یافتهاند که نشان میدهد مغز به تولید سلولهای جدید در طول
حیات خود ادامه میدهد البته حتی بدون رشد نرونهای جدید هم ممکن است
ساختار مغز به دو طریق تغییر کند، زیرا سلولهای گلیا که در تغذیه نرونها
و دفع مواد زاید و سمی نقش دارند میتوانند تکثیر شوند و انشعابات دندریتی
نرونها هم میتواند رشد کرده و افزایش یابد. (کالات- 1375)
تمرینات
ورزشی موجب تکثیر سلولهای مغز بویژه در ناحیه هیپوکامپ میشود. این
ساختار در انتقال اطلاعات از حافظه کوتاه مدت به بلند مدت دخالت دارد. در
آزمایشهایش که بر روی موشها انجام گرفت معلوم گردید که موشهایی که بر
روی چرخگردان، مسافتی معادل 4 تا 6 مایل در روز میدویدند، تعداد
نرونهای هیپوکامپ در مغزشان شدیداً افزایش مییافت. اما موشهایی که از
دویدن محروم بودند در مغزشان تغییری مشاهده نشد. موشهای دونده همچنین، در
یادگیری ماز (مسیر پر پیچ و خم)، مهارت بیشتری از خود نشان میدادند. جالب
این است که حتی موشهای دونده، از تیرهای از موشها انتخاب میشدند که
بطور ارثی در یادگیری ضعیف بودند ولی باز هم دویدن توان یادگیری آنها را
افزایش میداد. همچنین مشاهده گردید که دویدن از افت عملکرد ناشی از
سالمندی در یادگیری پیشگیری میکند. (یافه-2001)
ظاهراً مطلوب یا
نامطلوب بودن تمرینات، برای آزمودنی میتواند در میزان تاثیر آنها بر مغز
نقش عمدهای داشته باشد. وقتی گروهی از موشها به جای دویدن، به شنا کردن
پرداختند هیچ گونه تغییری در توانایی یادگیری و حافظه آنها مشاهده نگردید.
شاید از آنجایی که جوندگان به شنا کردن علاقهای ندارند. فشار روانی ناشی
از شنای اجباری مانع از هر گونه تغییر مفیدی در مغز موشها و توانایی
یادگیری و حافظه آنان شده بود.(یافه- 2001)
عاملی که موجب افزایش
توانایی موشهای دونده در یادگیری شده بود ترشح مولکول BDNF بود. زیرا این
مولکول میتواند از حیات سلولهای عصبی و عملکرد بهینه آنها حمایت کند.
میزان این مولکول پس از انجام تمرینات در هیپوکامپ افزایش مییابد. (همان
منبع)
به طور کلی پژوهشگران دریافتند که محیطهای چالش برانگیز که
شامل سه عامل موقعیتهای یادگیری فشرده، تعاملهای اجتماعی و فعالیتهای
فیزیکی هستند نقش مهمی در افزایش تعداد سلولهای مغز در جانداران مختلف و
حتی در انسان دارند.
______________________________________________________________________
فيزيولوژي ورزشي== به طور مختصر فيزيولوژي ورزشي به 4 بخش عمده تقسيم مي شود:
آمادگي جسماني، فيزيولوژي عضلات، فيزيولوژي گردش خون ، فيزيولوژي تنفس
بدن انسان براي اينكه بتواند نقش خود را به طور مؤثر
در زندگي ايفا كند بايد از آمادگي جسماني خوبي برخوردار باشد يعني به طور
مداوم انرژي لازم را در اختيار داشته باشد تا بتواند وظايف خود را به نحو
احسن انجام دهد. وقتي سخن از آمادگي جسماني به ميان مي آيد مقصود از آن
داشتن چنان قلب ، عروق خوني و ريه ها و عضلاتي است كه بتوانند وظايف خود
را به خوبي انجام دهند و با شور و نشاط تمام در فعاليت ها و تفريحات سالمي
شركت كنند كه افراد عادي و غير فعال از انجام آنها ناتوانند. عوامل متعددي
در آمادگي جسماني مؤثر است اما چهار عامل بيش از عوامل ديگر در اين ميان
ايفاي نقش مي كنند اين عوامل عبارتند از (قدرت عضلاني، استقامت عضلاني،
انعطاف عضلاني و استقامت قلبي ريوي)
فهرست مندرجات
۱ قدرت عضلاني
۲ استقامت عضلاني
۳ انعطاف عضلاني
۴ استقامت قلبي و ريوي
۵ فيزيولوژي عضلات
۵.۱ منابع انرژي
۵.۱.۱ سيستم ATP-CP
۵.۱.۲ سيستم اسيدلاكتيك
۵.۱.۳ سيستم هوازي
۵.۲ برگشت به حالت اوليه و وام اكسيژن (ريكاوري)
۶ فيزيولوژي گردش خون
۷ فيزيولوژي تنفس
۸ حجم جاري و تهويه ريوي
۹ منبع
قدرت عضلاني
همانطور كه مي دانيد حدود 40 درصد
وزن بدن را عضلات تشكيل مي دهند اين عضلات در خود توليد انرژي مي كنند كه
اين نيرو قدرت عضلاني ناميده مي شود كه البته قابل اندازه گيري نيز هست.
مهمترين عامل شناخته شده در آمادگي جسماني استعداد و توانايي عضلات در
وارد كردن نيرو يا مقاومت در برابر آن است. تمرينات قدرتي از عواملي است
كه سبب حجيم شدن تارهاي عضلاني مي شود و توانايي فرد را در كاربرد نيروي
توليد شده افزايش مي دهد. قدرت عضلاني اهميت بسياري در ورزشهاي مختلف و
البته فعاليت هاي روزانه دارد بسياري از مردان و حتي زنان از عضلات بازو و
سرشانه ضعيفي برخوردار هستند كه باعث ضعف در فعاليت هاي ورزشي و روزانه و
ايجاد درد و بيماري در سنين بالا مي شود.
استقامت عضلاني
عضلات در خود انرژي ذخيره مي
كنند. اين عمل به ماهيچه ها امكان مي دهد كه مدت زيادي به فعاليت خود
ادامه دهند. اين عمل عضلات را استقامت عضلاني گويند. استقامت عضلاني عبارت
است از ظرفيت يك عضله يا گروهي از عضلات براي انقباض مداوم. معمولاً
استقامت عضله را با قدرت عضلاني اشتباه مي گيرند ولي بايد توجه كرد كه
معمولاً استقامت عضلاني عبارت است از توانايي در كاربرد قدرت و نگهداري
اين توانايي براي مدت نسبتاً طولاني. براي مثال در فعاليت هايي چون: برف
پارو كردن، چمن زدن، نظافت و يا حركات ورزشي چون دراز و نشست، بالا كشيدن
بدن در حالت بارفيكس و . . . استقامت عضلاني نقش اساسي دارد كه مي شود با
تمرينات منظم ورزشي آن را افزايش داد.
انعطاف عضلاني
توانايي در كاربرد عضلات در
وسيعترين دامنه حركت آنها به دور مفصلها را انعطاف پذيري گويند. اين عامل
در آمادگي جسماني از اهميت ويژه اي برخوردار است. با تمرينات ورزشي ميزان
توانايي مفاصل بدن در خم شدن و چرخيدن بيشتر مي شود و در نتيجه كارايي
عضلات بهبود مي يابد اگر مفاصل از انعطاف كمي برخوردار باشند محدوديت
حركتي براي بدن ايجاد مي شود. انعطاف پذيري در فعاليت هاي روزانه چون
باغباني، خانه داري، فعاليت هاي ورزشي كه احتياج به نرمي و انعطاف پذيري
دارند مؤثر است. كه البته اين نقش در فعاليت هاي ورزشي چون ژيمناستيك ، دو
ميداني و . . . پر رنگ تر مي شود.
استقامت قلبي و ريوي
بسياري از دانشمندان و صاحب
نظران ورزشي عقيده دارند كه عامل استقامت قلبي ريوي در آمادگي جسماني بيش
از عوامل ديگر اهميت دارد و بعضي ديگر دقيقاً بر عكس اين نظريه مهر تأييد
زدند. اما تجربه نشان داده است كه استقامت قلبي ريوي از عوامل اساسي
آمادگي جسماني است و با تمرينات استقامتي شديد و سنگين مي توان آن را
ارتقاء بخشيد.
فيزيولوژي عضلات
عضلات دستگاهي هستند كه مواد
غذايي را از صورت شيميايي به صورت انرژي مكانيكي يا كار تبديل مي كنند. مي
دانيم كه حركات بدن از انقباض عضلات حاصل مي شود بدين معني كه عضلات مخطط
كه به استخوانهاي بدن متصلند با اراده فرد منقبض مي شوند و حركت جابجايي
را در بدن ميسر مي كنند. در بدن انسان سه نوع عضله وجود دارد (عضلات مخطط
يا اسكلتي ـ عضلات صاف و عضله قلب) كه ما در اين بخش فقط عضلات مخطط را
بررسي مي كنيم. عضلات مخطط حاوي 70 درصد آب،20درصد پروتئين و 10 درصد
كربوهيدراتها و چربي و نمكهاي معدني و املاح است كه البته تركيبات عضله در
اعضاي مختلف بدن تغييرات وسيعي دارند.
در بخش عضلات مخطط 2 مطلب را بررسي مي كنيم : 1- انقباض عضله، 2- منابع انرژي عضله.
انقباض عضله : اگر طول عضله به هنگام انقباض تغيير
نكند اين انقباض را (هم طول) مي گويند. در اين نوع انقباض جسم مقاوم جابه
جا نمي شود تمام انرژي حاصل از انقباض به حرارت تبديل مي شود. ولي اگر
انقباض عضله به كوتاه شدن آن منجر شود آن انقباض را (هم تنش) مي گويند كه
باعث مي شود جسمي كه در برابر عضله قرار مي گيرد جابه جا شود. سرعت انقباض
عضله با مقدار وزنه اي كه در مقابل آن قرار مي گيرد رابطه عكس دارد. اگر
هيچ نيرويي در برابر عضله قرار نگيرد عضله سريعاً منقبض مي شود ولي اگر به
تدريج نيروي مخالف افزايش مي يابد از سرعت انقباض كاسته مي شود. تا اينكه
اگر ميزان نيروي مخالف برابر با نيروي عضله شود سرعت كوتاه شدن يا انقباض
به صفر خواهد رسيد.
منابع انرژي
عضله براي آنكه به حالت انقباض
درآيد احتياج به انرژي دارد. منبع اصلي انرژي عضله آدنوزين تري فسفات ATP
است كه به مقدار كمي در عضله وجود دارد ولي به مقدار زيادي انرژي آزاد مي
كند. كراتين فسفات CP منبع انرژي ديگري است كه در سلولهاي عضلاني ذخيره مي
شود. اگر مقدار ATP در سلول بيش از اندازه لازم باشد انرژي اضافي صرف
توليد CP مي شود و در نتيجه مقدار بيشتري از انرژي ذخيره خواهد شد. به
مجرد ذخيره ATP در عضله CP موجود به سرعت و سهولت به ATP تبديل مي شود و
در نتيجه CP باعث ثابت ماندن مقدار ATP عضله مي شود. انرژي حاصل از CP و
ATP براي مدت كوتاهي انرژي لازم را تأمين مي كنند پس در فعاليت هاي شديد
بدني كه بيش از چند دقيقه طول مي كشد بايد منبع ديگري از انرژي وجود داشته
باشد. اين انرژي از تجزيه گليگوژن حاصل مي شود و چون اين واكنش در مجاورت
اكسيژن قرار مي گيرد آن را هوازي يا (با اكسيژن) مي گويند. اگر اكسيژن به
اندازه كافي براي اين واكنش هاي شيميايي وجود نداشته باشد در عضله
اسيدلاكتيك توليد مي شود. قسمت اعظم اين اسيدلاكتيك مجدداً به گلوكز و
گليگوژن تبديل مي شود و مقداري از آن در عضله بر جاي مي ماند. در ورزشهاي
سخت و طولاني و مخصوصاً افرادي كه از آمادگي جسماني كمي برخوردارند خستگي
عضلات بعد از ورزش مربوط به اسيدلاكتيك باقي مانده در عضله است، ميزان
خستگي با مقدار اسيدلاكتيك موجود در عضله رابطه مستقيم دارد.
توليد انرژي در بدن به 3 طريق انجام مي گيرد كه 2 طريق
آنها براي توليدATP نياز به اكسيژن ندارند (بي هوازي) و در سومين طريقه
وجود اكسيژن كاملاً ضروري است كه به آن (هوازي) گويند:
سيستم ATP-CP
در ورزشهايي چون: پرتاب نيزه ،
پرتاب ديسك ، دو 100 متر و شيرجه يا فعاليتهايي كه زمان اجراي آن بسيار كم
است (حدود 10 ثانيه) و با حداكثر شدت انجام مي شوند انرژي مورد نياز را از
اين سيستم تأمين مي كنند. ATP وCP موجود در عضله به صورت ذخيره وجود دارند
و به هنگام فعاليت انرژي مورد لزوم را تهيه مي كنند. در اين سيستم براي
تأمين انرژي احتياجي به حضور اكسيژن نيست (بي هوازي)
سيستم اسيدلاكتيك
در ورزشهايي كه زمان اجراي
آنها بين 1 تا 3 دقيقه طول مي كشد انرژي مورد نيازشان را از اين طريق
تأمين مي كنند مثل دوهاي 400 و800 متر وكشتي. هنگام اجراي اين فعاليت ها
اكسيژن به قدر كافي در عضله موجود نيست لذا گلوكز موجود در عضله به
اسيدلاكتيك و ATP تبديل مي شود. در حقيقت در اين سيستم گلوكز عامل اصلي
تأمين كننده انرژي عضله است.
سيستم هوازي
هر موجود زنده اي براي ادامه
زندگي و فعاليت احتياج به اكسيژن دارد. بعد از چند دقيقه كه اكسيژن به بدن
نرسد، نه ATP در بدن ساخته مي شود و نه انرژي وجود دارد و در نتيجه زندگي
پايان مي يابد. در ورزشهايي كه بيش از 3 دقيقه طول مي كشد عضلات انرژي
مورد احتياج را از تجزيه مواد غذايي در مقابل اكسيژن بدست مي آورند. در
دوهاي ماراتن، كوهنوردي و. . . ATP مورد نياز عضلات از اين طريق تأمين مي
گردد. پروتئين ها، گليگوژن و چربيها از جمله مواد غذايي هستند كه در اين
سيستم مورد استفاده قرار مي گيرد و بيشترين مقدار توليد ATP را نيز دارد.
برگشت به حالت اوليه و وام اكسيژن (ريكاوري)
همانطور
كه گفته شد براي اينكه بدن از حالت استراحت به حالت فعاليت درآيد فعل و
انفعالات متعددي در عضله صورت مي گيرد تا انرژي لازم كسب شود. همچنين
برگشت بدن از حالت فعاليت به حالت استراحت نيز بسيار مهم است كه آن را
برگشت به حالت اوليه (Recavery) گويند. ذخيره اكسيژن بدن هنگام فعاليت هاي
شديد به مصرف سوخت و ساز بدن مي رسد؛ در نتيجه هنگام استراحت مقدار
اكسيژني كه از ذخيره بدن گرفته شده است بايد دوباره به بدن باز گردد و
اسيدلاكتيك جمع شده در عضلات نيز بايد از سلول هاي عضلاني خارج شودكه
البته هر دو نيز هوازي هستند. انرژي از دست رفته بدن را وام اكسيژن
(Oxygen Debt) گويند. مقدار وام اكسيژن برابر است با مقدار اكسيژن مورد
نياز در هنگام فعاليت؛ اگر نوع فعاليت شخص ملايم، طولاني و يكنواخت باشد
بدن مي تواند انرژي مورد نياز را از هوا بگيرد و وام اكسيژن به وجود نمي
آيد والي اگر فعاليت شخص شديد باشد به طوري كه او مجبور باشد با كمبود
انرژي به فعاليت خود ادامه دهد مبتلا به وام اكسيژن مي شود. مدت زماني كه
طول مي كشد تا بدن به حالت اول برگردد بستگي به مدت، شدت و آمادگي جسماني
فرد دارد؛ بعد از فعاليت ها در 2 يا 3 دقيقه اول مصرف اكسيژن به شدت پايين
مي آيد اما از اين شدت به تدريج كاسته مي شود تا به حالت يكنواخت برسد.
اگر شخص بعد از فعاليت ورزشي خود، به جاي استراحت، كار ساده اي مثل راه
رفتن يا دويدن آرام (سرد كردن) را انجام دهد اسيدلاكتيك موجود در بدن
زودتر از بين مي رود (در اين مورد در فصل علم تمرين به طور كامل توضيح
داده شده است)
فيزيولوژي گردش خون
دستگاه گردش خون از رگها و
قلب تشكيل شده كه خون تيره و روشن در آنها جريان دارد. قلب به صورت تلمبه
اي قوي خون روشن را از راه سرخرگ آئورت و سرخرگ ششي به بدن مي فرستد و از
طرفي سياهرگهاي اجوف فوقاني و تحتاني خون تيره را از بدن به قلب بر مي
گردانند. به استثناي سياهرگ ششي كه خون روشن و تيره را از ششها به قلب بر
مي گرداند. سلولهاي بدن پيوسته در حال فعاليت اند و براي ادامه حيات و
فعاليت خود موادي را مي سوزانند و مواد ديگري را دفع مي كنند دستگاه گردش
خون عهده دار رساندن مواد سوختني به سلول ها و خارج كردن مواد زائد است.
قلب از چهار حفره تشكيل شده است. دو حفره در طرف راست و دو حفره در طرف
چپ. دو حفره بالايي را دهليز و دو حفره پاييني را بطن مي گويند. بطن باعث
به حركت درآمدن خون در بدن مي شود و اگر بطن از انقباض بيفتد خون از گردش
خواهد ايستاد. شكل قلب شبيه مخروطي است كه قاعده آن در بالا و نوك آن در
پايين در انتهاي بطن ها است. در موقع ضربان دو دهليز با هم منقبض مي شوند
و بعد از مدت نسبتاً كوتاهي دو بطن منقبض مي شوند بعد از اين انقباض توقف
بيشتر و طولاني تري وجود دارد كه به منزلة استراحت قلب است. مدت انقباض
بطن ها در افراد بالغ 3/0 ثانيه و مدت انبساط آنها 5/0 ثانيه طول مي كشد
روي هم رفته يك دوره كامل قلبي 8/0 ثانيه طول مي كشد بنابراين در هر دقيقه
تقريباً 70 دورة قلبي صورت مي گيرد و اين رقم را تعداد ضربان قلب گويند.
همانطور كه مي دانيد در حدود تا وزن بدن را خون تشكيل مي دهد يعني يك شخص
معمولي با وزن در حدود70 كيلوگرم داراي 5 تا 6 ليتر خون است قسمت اعظم خون
را گلبولهاي قرمز تشكيل مي دهند. كمبود اكسيژن معمولاً موجب افزايش
گلبولهاي قرمز خون مي شود به همين دليل است كه در ارتفاعات زياد ورزشكاران
استقامتي قادر نيستند ركوردهاي جهاني از خود به جا بگذارند چون در مكان
هاي مرتفع فشار نسبي اكسيژن در هواي تنفسي كم است و شخص ورزشكار قادر نيست
به راحتي اكسيژن مورد نياز را در هنگام ورزش از هوا كسب كند لذا اين امر
در كارايي او اثر نامطلوب مي گذارد.
فيزيولوژي تنفس
طبق تعاريفي كه در كتاب هاي
فيزيولوژي انجام شده، تنفس عبارت است از جذب اكسيژن و دفع انيدريدكربنيك
به وسيلة سلول زنده، خواه اين سلول حيواني باشد، خواه نباتي.
عمل تنفس طي 2 مرحله متمايز انجام مي شود : تنفس
خارجي: كه عبارت است از حركت هوا به داخل ريه ها، انتقال اكسيژن از ريه ها
به خون و انتقال انيدريدكربنيك از خون به ريه ها. تنفس سلولي يا داخلي: كه
شامل جذب اكسيژن و توليد انيدريدكربنيك توسط سلولها مي شود. انقباض حجاب
حاجز يا ديافراگم و پايين آمدن در محوطه شكم باعث بزرگ شدن قفسه سينه از
بالا به پايين مي شود. همزمان با اين عمل عضلات شكم بتدريج شل مي شود و با
انقباض عضلات بين دنده اي، دنده ها به بالا كشيده مي شود و استخوان جناغ
را به جلو مي راند اين عمل قفسه سينه را از جلو به عقب مي برد و از طرفين
بزرگ مي كند؛ با بزرگ شدن حجم قفسه سينه فشار موجود در ريه ها از فشار جو
كاهش مي يابد و باعث حركت هوا به داخل ريه ها مي شوند اين عمل آنقدر ادامه
پيدا مي كند تا فشار هوا در ريه ها با فشار جو برابر گردد. كليه اعمال
بالا را دم گويند. اما عمل بازدم در نتيجه شل شدن عضلات دمي و بازگشت ريه
ها به حالت قبل صورت مي گيرد با بالا رفتن عضله ديافراگم و بازگشت حجم
قفسه سينه به حالت استراحت، فشار هوا در ريه ها از جو بيشتر مي شود و آن
قدر هوا از ريه ها خارج مي شود تا فشار ريه ها دوباره با فشار جو برابر
گردد.
حجم جاري و تهويه ريوي
حجم هوايي كه با هر بار
حركت به داخل ريه ها جريان مي يابد را حجم جاري مي نامند و مقدار آن بين
400 تا 500 ميلي ليتر است و تهويه ريوي عبارت است از حجم جاري ضرب در
تعداد حركات تنفسي در دقيقه كه معمولاً بين 10 تا 20 بار در حالت استراحت
است. در هنگام ورزش تعداد حركات تنفسي افزايش پيدا مي كند و عميق تر مي
شود تا جايي كه در فعاليتهاي شديد ورزشي عضلات دمي و بازدمي فعال مي شوند
و تهويه ريوي تا حدود 100 ليتر در دقيقه افزايش مي يابد. حداكثر تهويه
ريوي ممكن است به 150 ليتر در دقيقه هم برسد ولي افزايش تهويه ريوي اگر از
100 ليتر در دقيقه بيشتر شود به افزايش جذب اكسيژن كمكي نمي كند زيرا به
نظر مي رسد كه انتقال اكسيژن بيش از اين مقدار به بافتها، توسط عضلات قلب
و عضلات تنفس محدود مي شود.