يروكمان
يكي از قديميترين هنرهايي است كه هنوز تمرين ميشود . اين تاريخچه نه
تنها شما را به سفر تكامل تدريجي تيروكمان ميبرد ، بلكه با تاريخچه
انسانها نيز آشنا ميسازد كه به طور قطع هردو اينها بهم پيوسته و متصل
هستند . شواهد باستاني بودن اين ورزش در سراسر جهان پيدا شده ، حتي در
استراليا كه كمان هم استفاده نميشده است.
اگرچه احتمال مي رسد تاريخچه
تيراندازي به دوران سنگي (در حدود 000/20 سال قبل از ميلاد ) برسد .
مردمان باستان در مصر چگونگي استفاده از تيروكمان را براي شكار و جنگ دست
كم از 5000 سال پيش ميدانستند . در 1200 سال قبل از ميلاد شكارچيان عهد
باستان از اقليتهاي آسيايي و سوري با استفاده از اين كمان هاي سبك در
درشكه هاي دواسبه جنگي به رقيباني سرسخت در جنگهاي خاورميانهاي تبديل شده
بودند . همسايگانشان آشوريها امپراطوري باستان در جنوب غربي آسيا از
تيراندازي در همه جا زياد استفاده ميكردند . آنها تيرها را از انواع جنس
هاي مختلف ميساختند : پي ، شاخ و چوب . آنها هم چنين يك خم كوچك تيز به
كمان ميدادند كه بسيار قدرتمندتر و كوتاهتر از نوع فعلي آن است كه حمل آن
براي تيرانداز بر پشت اسب شان بهتر بود . در چين تاريخچه تيراندازي به
سلسله شنگ به سال 1766 تا 1027 قبل از ميلاد ميرسد . درشكه هاي دواسبه
جنگي در آن زمان با يك تيم سه نفره مردان كه شامل راننده ، نيزه زن و
تيرانداز بود ، وارد جنگ ميشدند . در طي روي كارآمدن سلسله چو 1027 تا
256 قبل از ميلاد ، افراد اصيل در زمين بازي ، مسابقات تيراندازي را به
همراه موسيقي و فرستادن دروردهاي باشكوه به انجام ميرساندند . تيراندازي
متمدن چين از قرن ششم به ژاپن معرفي شد كه اثرات آن بعدها شامل آئين ،
رسوم و تكنيك ها نيز شد .
يكي از هنرهاي اساسي ژاپني كه به طور معمول شناخته شده بود كايوجا تسو (kyujutsu) (هنر كمان) كه امروزه به عنوان كايودو (kyudo)
كه ادامه دهنده سنتهاي پيش است شناخته مي شود . بعد از مراسم عبادت ،
تيراندازي با حركات سنجيده به هدف 36 سانتيمتري كه در قطر دايره واقع است
از فاصله 28 متري پرتاپ مي شود . اندازه كمان 21/2 متر است و نوارهاي نازك
شده از جنس چوب ياني هندي تهيه مي شود . در دوره يونانيان ـ روميان ، كيان
براي شكار و كارهاي برجسته استفاده مي شده است البته به جز جنگ بنابر گفته
روميان آنان داراي تيراندازي با روش ديگر تا قرن پنجم بوده اند كه
تيراندازيشان به وسيله تركه هايي بوده كه از جلوي سينه پرتاپ مي شده اند ،
در عوض تيراندازي از جلوي صورت داراي دقت و پرتاپ بيشتري است . اغلب ،
حريفانشان داراي مهارتهاي بهتري بودند . به عنوان مثال پارتيزانها به
عنوان اسب سوار مهارتهاي آويزان كردن خود را از اسب در حاليكه اسب شان
چهار سفل مي تاخت به سمت عقب تيرانداي مي كردند را به دست آورده بودند .
خاور
ميانه اي ها برتري خود را در وسايل تير و كمان و تكنيك در تيراندازي را
براي قرنها به دست آورده بودند . آنها با كمانهاي آشوريها ((Assyrians و
پار تي ها (Parthians) ، آتيلا (Attila) و هان (Hun) و تيراندازان تركيه
اي (Turkish) با نتيجه بخشهاي زيادي از آسيا (Asia) و اروپا (Europe) به
سربازان صليبي جواب دادند . براي آمريكائيان بومي ، كمان هم وسيله
امرارمعاش و هم هستي و وجودشان قبل و در طي روزهايي كه انگليسي ها و سپس
آمريكايي ها مستعمره شان را تاسيس كنند ، بود . هنوز اين موضوع در بعضي از
كشورهاي قاره آفريقا وجود دارد.
تاريخچه تير و كمان در المپيك
تير
و كمان ابتدا در مسابقات المپيك 1900 ، سپس 1920 ، 1908 ، 1904 به اجرا در
آمد . در آن چهار مسابقه امكان رقابت مسابقه دهندگان در دفعات متوالي و
برنده شدن با چندين مدال وجود داشت .
هيوبرت ون اين نيز van innis) (Hubert ورزشكار تيرو كمان در 1920 و 1900 بيشترين مدال را در تاريخ اين ورزش برده است ، شش مدال طلا و سه مدال نقره .
ورزش
تيـــر و كمان در مسابقات المپيـــك 1972 بــــراي مـــردان و زنان و جان
ويليانـر Jhon willians)) و دورن ويلبر (Doren wilber) آمريكايي كه مدال
طلا را به دست آورده بودند ، با تشريفايي خاص دوباره معرفي شد . تيم هاي
مسابقات هم براي بردن مدال در المپيك سئول 1988 به طور رسمي وارد اين
مسابقه جهاني شدند.
مسابقات المپيك آتلانتا 1996تا
برگزاري مسابقات المپيك آتلانتا در سال 1996 ميلادي هيچگاه اين همه
تماشاچي قادر به ديدن مسابقه زنده تير وكمان از تلويزيون در 1996 نبودند
آماري ارائه شده نشان مي دهد : در كشور بلژيك : 2 ميليون تماشاچي از كانال
2 تلويزيون فينال آتلانتا را تماشا كردند .در ايتاليا : 4 ميليون تماشاچي
در طول يك برنامه زنده بازي فينال آتلانتا را تماشا كردند .و در آمريكا :
30 دقيقه از برنامه تلويزيوني جاستين هيوش را تماشا كردند .
براي
مسابقه تيرو كمان 45999 بليط فروخته شدو54680 نفر تماشاچي مسابقات تير
وكمان المپيك آتلانتا بودند . تيراندازان در طول مسابقات آتلانتا ثابت
كردند كه اين يك ورزش واقعي است و گنجايش قابل توجهي در ايجاد نمايش و شور
و هيجان دارد . فيتا از طرف اعضاي Ioc ، مجريان برنامه تلويزيوني ،
روزنامه نگاران و هم چنين مردم قدرداني بسيار زيادي را دريافت كرد . پوشش
تيراندازي آتلانتا برنده جايزه حلقه طلايي از طرف Ioc براي بهترين پوشش
ورزشي المپيك شد .تاريخچه تيروكمان در ايران باستانبشر
از روزگار قديم براي شكار و دفاع از خود به وسيله ابزاري مانند نيزه ،
فلاخن و تيروكمان و... استفاده ميكرده است و تا قبل از اختراع تفنگ ،
تيروكمان موثرترين سلاح براي شكار و رزم از راه دور بوده است . اهميت
تيروكمان در تمدن بشري تا بدان پايه است كه دانشمندان امروزي، پيشرفت
اوليه بشر را مديون پيدايش آتش، چرخ و تيروكمان ميدانند.
زرتشت در
اوستا ميگويد : نخستين فلسفه آسايش بشر و حيات اجتماعي وي بر مبناي سلامت
تن و روان قرار گرفته است و جامعه بيمار روبه نابودي است و تنها افرادي كه
از سلامت تن و روان برخوردارند ، ميتوانند جامعه اي سالم و پيشرو پديد
آورند و در آن با آسايش و آرامش زندگي كنند و راز سلامت خود را در كم
خوردن و ورزش ميدانستند . در نتيجه در پرتو ورزشهاي گوناگوني چون سواري ،
تيراندازي ، شكار ، چوگان بازي و كوهنوردي و ... فرزندانشان را به زيور
اين صفات نيكو ميآراستند و به تيراندازي و شكار اهميت زيادي ميدادند
زيرا هم براي پرورش تن و هم براي دفاع لازم بود.
كمان در اوستا ثنور يا
ثنون و ثنورتي و تيرايشو ناميده شده و از آن بسيار شاعرانه و همانند چكامه
اي رزمي ياد كرده است .در تيريشت در پاره هاي 37 و 38 و نيز در شاهنامه
فردوسي (به نقل از كتاب آثارالباقيه عن القرون الخاليه ابوريحان بيروني )
از آرش ، پسر دوم كيقباد و برادر كيكاووس سخن رفته است . وي به عنوان يك
اسطوره و قهرمان ملي ياد شده است . بدين صورت كه جنگي ميان ايران و توران
آغاز ميگردد كه سپاه ايران در مازندران محاصره ميگردد . نبرد ميان افراد
افراسياب (شاه توران) و منوچهر پادشاه ايران به نتيجه اي نميرسد . ايران
براي تعيين مرز و آشتي ، پشنهاد پرتاب تيري از سپاه ايرانيان به جانب خاور
را ميدهد . قرار اينگونه صورت ميپذيرد كه هركجا تير فرود آيد مرز ايران
و توران خواهد بود . آرش كه بينظيرترين كماندار عصر خود بود به ميدان
فراخوانده شد . فرشته زمين (اسفنديار مذ ) به آرش گفت تا كمان را بردارد و
تيري به جانب خاور پرتاب كند . آرش دانست كه پهناي كشور ايران به نيروي
بازو و پرش تير او بسته است و بايد تمام توان خود را بكار گيرد . پس برهنه
شد و بدن خود را به شاهنشاه و سپاهيان نشان داد و گفت : من تندرستم و
نقصي ندارم ، اما ميدانم كه چون تير از كمان رها كنم ، همه نيرويم با تير
از تنم بيرون خواهد رفت و جانم فداي ايران خواهد شد . آن گاه آرش تيرو
كمان را برداشت و بر قله كوه دماوند برآمد و تير را رها كرد تا در كنار
رود جيحون بر درخت گردويي نشست . آنجا را مرز ايران و توران قرار دادند و
به ياد آرش و تيرانداختن وي در سال دوجشن برگزار كردند . يكي جشن تيرگان
كوچك (13 تير) روز تيرانداختن آرش و ديگري (14 تير) روز به اصابت نشستن
تير . از آن خوانند آرش را كمانگير كه از آمل به مرو انداخت يك تير تو را
زيبـد نه آرش را سواري كــه صد فرسنگ بگذشتي زساري
هرودت مورخ مشهور
يوناني پيرامون وضعيت نظام تعليم و آموزش در ايران باستان مينويسد :
ايرانيان از 5 سالگي تا 20 سالگي سه چيز را ميآموختند : سواركاري ،
تيراندازي و راستگويي. در كتاب منتخب رساله قوسيه در كنار آموزش هنر
كمانداري ، اوصاف متعلم اين علم را بدين صفات به تفصيل نوشته اند : اول
نيك نهاد ، دوم حق شناسي استاد ، سوم حريص نبودن ، چهارم راست گفتار ،
پنجم خوش خلق ، ششم جوانمرد ، هفتم گشاده سينه و بخشنده ، هشتم عادل ، نهم
قليل الكسل و كثير الطاعت ، دهم درازدست و صاحب قناعت ، و به كفران نعمت و
بخيل طبيعت و شرير خصلت و كريه طلعت و بدطينت نباشد و نيز تيرانداز بايد
كه هميشه به طهارت باشد و بي طهارت به تيرو كمان و آلات تيراندازي دست
نكند.
تير و کمان در اسلامتيروكمان
در بسياري از اديان ستايش گرديده و بسياري از پيامبران با قائل بودن ارزشي
والا براي آن ، خود با تيروكمان به جنگ پرداخته و از اين ابزار ارزشمند
براي پيشبرد دين الهي خود سود جسته اند . كه از اين ميان ميتوان حضرت
اسماعيل (ع) و حضرت داود (ع) را نام برد و پيامبـــــر اكرم (ص) نيز با
تمامي سلاحها از جمله تيروكمان جنگ ميفرمودند .
تيراندازي در اسلام
بسيار مورد توجه بوده به حدي كه خود ائمه معصومين نيز در اين رشته ورزشي
كه در واقع رزمي نيز هست شركت نمــــوده و حتي شرط بندي در آن را به خلاف
اكثر موارد ديگر جايز ميشمردند .
پيامبر ضمن ترغيب و تشويق جوانان به
مبادرت به تيراندازي در اين باره مي فرمايد : اي فرزندان اسماعيل
تيراندازي كنيد كه پدرتان تيرانداز بوده است در تاريخ زندگي امام محمد
باقر (ع) آمده است كه هشام آن حضرت را به دمشق فراخوانده و در مجلسي كه
نظاميان و فرماندهان حضور داشته و تيراندازان بزرگ و چيره دست به
تيراندازي مشغول بودند ، وارد ميكند ، سپس از وي ميخواهد كه تيراندازي
كند . آن حضرت عذر آورد كه من پير شده ام و از من گذشته كه بخواهم
تيراندازي كنم ، در صورت امكان مرا معاف داريد ولي هشام نميپذيرد و
تيروكمان را به امام ميدهد و امام با نشانه روي سيبل ، تير را به مركز
هدف ميزند و تير دوم را به انتهاي تير اول و تير اول را تا نوك شكافته و
در وسط خال مينشيند . سپس تيرهاي سوم و چهارم تا هفتم هر كدام به انتهاي
تير قبلي خورده و در وسط خال جاي ميگيرد كه اين مهارت بينظير امام را در
تيراندازي به حاضرين نشان ميدهد.سعدابن ابي وقاص از اصحاب رسول اكرم (ص)
، بهترين تيرانداز اسلام و عصر خود بوده است . كه در يكي از تمرين ها وقتي
سعد تمام تيرهايش به مركز هدف مينشيند ، پيامبر مي فرمايند : فداك ابي و
امي (اي سعد پدر و مادرم فداي تو باد) ، كه اين نوع رفتار پامير
نشاندهنده آن است كه تيراندازي تا چه حد قابل اهميت بوده و پيامبر براي
كمانداران ارزش زيادي قائل بودند و همواره آنان را مورد تشويق و تقدير
قرار مي دادند
تاريخچه تاسيس فدراسيون تير اندازی با کمانرشته
ورزشی ، ملی مذهبی تیراندازی با کمان در ابتدای تاسیس به صورت یک کمیته و
انجمن تحت نظارت فدراسیون تیراندازی فعالیت خود را آغاز نمود و در ژوئن
سال 1997 رسما به عنوان عضو فیتا معرفی شد.
در آبان ماه سال 1381 رشته
تیر اندازی با کمان به صورت یک فدراسیون مستقل از فدراسیون تیراندازی جدا
شد و آقای قاسمی به عنوان سرپرست موقت انتخاب شدند.
سپس در آذر ماه سال
1382 اولین دور انتخابات ریاست فدراسیون با کاندیداتوری آقایان محمد حسینی
، قاسمی ، رضا زمانی نژاد و خسرو شهبندی و کریم صفایی برگزار گردید که
آقایان رضا زمانی نژاد و محمد حسینی به نفع آقای صفایی کناره گیری نموده و
پس از برگزاری انتخابات آقای کریم صفایی کناره گیری نموده و پس از برگزاری
انتخابات آقای کریم صفایی با کسب بالاترین آراء به عنوان اولین رئیس
فدراسیون تیراندازی با کمان به مدت چهار سال منصوب شدند.
تاريخ تمدن کمانداري در ايران
کوروش با فتح سرزمین ماد فرمانروای تمام سرزمین هایی
شد که آستیاگ بر آن ها حکومت می کرد، از جمله بیش تر سرزمین آشور،
ارمنستان کوهستانی، سوریه در ساحل دریای مدیترانه و بخش های زیادی از فلات
ایران. شاید الهام بخش او اعتقادش به سرنوشت ایزدی ایران بود. کوروش رویای
توسعه بیش تر قلمرو خود را در سر می پرورانید، اما متوجه بود که برای تحقق
این هدف به نیرومندترین و قابل انعطاف ترین سیستم های نظامی و سیاسی که
تاکنون خاور نزدیک به خود دیده بود نیاز دارد؛ از این رو با پشتکار به
توسعه و بهبود این دو سیستم در بقیه عمر پرداخت.
سیستم ارتش کوروش تا
حد زیادی از سیستم نظامی آشوریان گرته برداری شده بود، گرچه او این سیستم
را تغییر داد و تکمیل کرد. آشوریان تا حد بسیاری از تاکتیک های موثری که
طی قرن ها در جنگ های خاور نزدیک مرسوم بود استفاده می کردند. این تاکتیک مبتنی بود بر استفاده از یک زوج تیرانداز، یکی نیزه افکنی که سپری بزرگ و سبک اما مقاوم از چرم و حصیر حمل می کرد و دیگری کمانداری
که تیراندازی می کرد. نیزه افکن با دشمن درگیر می شد و سپر را به دست می
گرفت. تیرانداز در پشت نیزه افکن پنهان می شد و رگبار تیر را به دشمن می
بارید. ایرانیان به سپر «اسپارا» می گفتند و این واحدهای تاکتیکی را
«اسپارابارا» (سپرباره یا سپردار) می نامیدند. معمولاً آشوریان این واحدها
را در کنار هم در دو صف آرایش می دادند، صف اول از سپرداران و صف دوم از
تیراندازان. کوروش به عمق و نیز به تعداد کمانداران نسبت به هر سپر افزود
و تمرکز سنگین تری از تیراندازان به وجود آورد.

سازمان اولیه پیاده نظام پارسی براساس سیستم اعشاری یا ده دهی بود. چنان که دانشمند کلاسیک نیک سکوندا (Nick Sekunda) توضیح می دهد:
ارتش
ایران از هنگ های هزار نفری تشکیل می شد. اصطلاح پارسی باستان این هنگ ها
«هزارابام» بود... فرمانده هر هنگ را «هزار پاتیش» می گفتند؛ هر هنگ هزار
نفری به ده «صاتابا» یا فوج صد نفری تقسیم می شد. فرمانده هر «صاتابا» یک
«صاتاباتیس» بود که به نوبه خود هر «صاتابا» به ده «داتابا» مرکب از ده
مرد تقسیم می شد. «داتابام» (یا جوخه ده نفری) کوچک ترین واحد تاکتیکی
پیاده نظام بود که به ستون یک به میدان نبرد فرستاده می شد. «داتاپاتیس»
(یا سرجوخه ده نفری) در جلوی ستون قرار می گرفت و یک «اسپارا» (سپر) حمل
می کرد. در پشت او بقیه «داتابام» (افراد جوخه) به صورت یک ستون نه نفری
می ایستادند و هر مردی به کمان و شمشیر کج
مسلح بود. معمولاً «داتاپاتیس» یک زوبین سبک کوتاه شش پایی به دست می گرفت
و فرماندهی و نیز حفاظت از بقیه جوخه (داتابام) را بر عهده داشت. با وجود
این گاه تمام افراد «داتابام» مسلح به کمان بودند و «اسپارا» (سپر) مانند
«دیواری» در جلوی ستون از آن ها محافظت می کرد و امکان می داد که همه
افراد «داتابام» با دست باز به تیراندازی یا شمشیر زنی بپردازند.
سیستم
اعشاری برای واحدهای بزرگ تر از هنگ های هزار نفری نیز مورد استفاده قرار
می گرفت. ارتش های بزرگ از واحدهایی مرکب از ده «هزارابا» یا ده هزار تن
تشکیل می شدند. اصطلاح فارسی باستان این گروه های بزرگ از بین رفته ولی به
یونانی به آن ها myriad (معادل «بیور» فارسی در شاهنامه) می گفتند. مهم
ترین واحدهای «ده هزار تنی» (یا «بیور») ایرانی گروه های نخبه ای بودند که
گارد شاهنشاهی را برای محافظت از شخص شاه تشکیل می دادند. بهترین سربازان
ارتش در این گارد که به «آمرتکا» (بی مرگ یا «هنگ جاوید») معروف بود خدمت
می کردند؛ از این رو به آن ها هنگ جاوید می گفتند که به محض کشته شدن یا
مرگ یکی از افراد آن، فرد دیگری جانشین او می شد.
سربازان ایرانی چه می پوشیدند هرودوت در کتاب تواریخ خود شرح مختصری درباره جامه و سلاح پیاده نظام ایران ارائه می دهد:
لباس
این سپاهیان مرکب است از کلاه نرم نمدی، ردای گلدوزی شده آستین دار، زرهی
با زنجیرهایی شبیه به فلس ماهی که مانند کت روی ردا می پوشیدند و شلوار.
به عنوان سلحه یک سپر حصیر بافت سبک، یک تیردان یا ترکش، زوبین های کوتاه، کمانی سخت و محکم با تیرهایی از جنس نی و خنجرهایی آویخته به کمر داشتند. کوروش
افزون بر پیاده نظام از واحدهای تاکتیکی نوع دیگری نیز استفاده می کرد.
نخست او متکی به سواره نظامی بود که به صورت هنگ های مادی، یعنی چابک
سواران بسیار ماهر که در خاور نزدیک بی نظیر بودند، سازمان یافته بودند.
اما با گذشت زمان سپاه نخبه ای از رزمجویان سوار از میان نجیب زادگان
ایرانی تشکیل داد. هم چنین از تکیه گاه اصلی ارتش قدیمی آشور یعنی از واحد
ارابه رانان استفاده کرد ولی چنان اصلاحاتی در آن جا انجام داد که آن ها
می توانستند مهیب ترین حمله را مستقیماً به صفوف دشمن وارد آورند. گزنفون
مورخ یونانی قرن چهارم ق.م در گزارش خود از زندگی کوروش می نویسد:
او
ارابه هایی جنگی ساخته بود که چرخ های نیرومندی داشتند و به آسانی شکسته
نمی شدند؛ این ارابه ها محورهای بلندی داشتند و می توانستند در هر جاده با
هر پهنایی حرکت کنند بدون آن که واژگون شوند. اتاقک مخصوص ارابه ران از
الوارهای نیرومند به شکل برجک هرمی ساخته شده بود و بلندی آن به اندازه ای
بود که ارابه ران می توانست به آسانی اسب ها را هدایت کند؛ به علاوه بجز
چشم ها سراسر بدن هر راننده زره پوش بود. افزون بر این در دو طرف محور چرخ
ها داس های (یا تیغه های) فولادی نصب شده بود... چنان که در قلب صفوف دشمن
آن ها را به این سو و آن سو پرتاب می کرد.

کوروش (نشسته بر تخت سلطنت) شورای جنگی را به یکی از اتاق های دربار فراخوانده است.
به طور کلی خدمت در واحدهای سواره نظام، پیاده
نظام و ارابه رانی برای تمام مردان ایران، هم برای نجیب زادگان و هم افراد
عادی، اجباری بود. هر فرد مذکر بیست تا بیست و چهار ساله موظف بود دوره
آموزش جنگی ببیند و در نبرد شرکت جوید. بسیاری نیز برای مدت زیادی که تا
پنجاه سالگی طول می کشید در ارتش می ماندند.
کوروش هم چنین سازمان
سیاسی امپراتوری خود را براساس الگوی آشوریان به وجود آورد گرچه تغییرات
اساسی مثبتی در ان ایجاد کرد. آشوریان قلمرو خود را به ایالاتی تقسیم بندی
کرده بودند که هر کدام را فرمانداری اداره می کرد و مستقیماً به شاه در
نینوا گزارش می داد. کوروش نیز به همین شیوه ساتراپی ها را به وجود آورد
که هر یک شامل یک واحد جغرافیایی و فرهنگی متشکل از ملت مغلوب می شد.
ساتراپ یا شهربان که به معنای «حامی قلمرو پادشاهی بود» و به اداره
ساتراپی گماشته می شد قدرت زیادی داشت؛ قدرتی که تقریباً مشابه قدرت شاه
در مرکز بود گرچه کوروش بر قدرت آن ها نظارت می کرد. ساتراپ اجازه داشت
سپاهیان محلی را برای اداره شهربانی ایالت خود فرماندهی کند، ولی منشی او،
که یک افسر امور مالیه بود و فرمانده پادگان سلطنتی در پایتخت او، گزار
امور را مستقیماً برای شاه می فرستادند. کوروش به عنوان یک اقدام دیگر،
شبکه ای از جاسوسان در ایالات داشت که اخبار مهم رویدادهای مناطق دوردست
را برای او ارسال می کردند.
اين مطلب خلاصه اي از مقاله "سرگذشت سکه " است که توسط سايت موزه ملي ايران منتشر شده است( عکس ها توسط اينجانب تهيه شده است):
در سال 546 ق.م کوروش هخامنشي کشور ليدي را
تسخير نمود و اکثرمناطق يونانى نشين را تحت سلطة خود درآورد وبجزکشورليدى
به نواحى متصرفاتي که در آنها ضرب سکه رايج بود اجازه داد که مثل قبل به
ضرب سکه هاى محلى ادامه دهند و تنها ضرب سکه هاى کروزوئيد را متوقف نمود.
کوروش هخامنشي( 550-530 ق .م ) با اينکه متوجه لزوم سکه و تأسيس ضرابخانه
شده بود ولى مرگ به او اين فرصت را نداد. لذا داريوش هخامنشي (522-486 ق
.م )اولين کسي بود که درايران بضرب سکه اقدام نمود. وى سکه هاى طلا و نقره
بنامهاى دريک Daric و شکل ياسيگلس Siglos)) به ترتيب به وزن 41/8 گرم و
6/5 گرم ضرب نمود. بر روى سکه تصوير شاه هخامنشي به شکل کماندار پارسي ديده مي شود که به علامت نيايش خداى بزرگ اهورمزدا، زانوزده وکمانى
رادرحال کشيدن زه و دردست ديگر نيزه اى دارد.در پشت سکه نيز چند فرورفتگي
مشاهده مي شود . همچنين سکه اى از داريوش سوم بدست آمده است که بجاى نيزه
خنجرى را بدست گرفته است . سکه هاى اوليه هخامنشي بنام سکه هاى شاهي معروف
بوده است .قدرت مالى هخامنشيان بسيار زياد بوده بطوريکه مزدهرسربازخازجي
که براى ازتش ايران کار ميکرده است يک سکه طلا (دريک ) در ماه بوده است .

از انواع ديگر سکه هاى هخامنشي سکه هاى
سلاطين و امراى تابع مانند شاهان قبرس وفينيقيه و امراي کاري ، ليسى، آراد
مي باشند که مدتها زيرنظر دولت هخامنشي درآمدند و استقلال داخلي پيدا کرده
و سکه ضرب نمودند. از سکه هاى بسيار جالب سکه هاى صيدا را ميتوان نام برد.
دريک طرف اين سکه نقره نقش کشتي جنگي و در طرف ديگر نقش اردشير سوم
هخامنشي را سوار بر گردونه اى بسيار زيبا ميبينيم (358-326ق .م ) . بر سکه
نقره ديگرى نقش اردشير دوم کمان
بدست ايستاده و در پشت سکه نقش کشتى جنگي با بادبان نقر شده است (74ه4-358
ق .م )که با مشاهده اين سکه ميتوان به تاريخ دريانوردي ايران در دوره
هخامنشي و وضع کشتي هاى جنگي و اهميت آنها پي برد.
از سکه هاى شاهان باختر(250 ق .م ) که بر
ايالات شرقي حکومت ميکردند نمونه هاى جالبي وجود دارد که هر يک نشان دهنده
وضع اجتماعي ، اقتصادي ، تاريخ ، هنر و فرهنگ آن سرزمين است .سکه هاى
اشکاني مدارک با ارزشي ميباشند که نه تنها وضع اقتصادي آن دوره را معرفي
ميکند بلکه تاريخ 500 سال شاهنشاهي بزرگ ايران را از جهات مختلف بررسي
ميکند. در دوره اشکانيان دادوستد بوسيله سکه هاى نقره ، مس و برنز انجام
مي پذيرفت و سکه طلا تا بحال از آنها ديده نشده است . شاهان اشکاني به
آرايش مو و ريش توجه خاصي داشتند و از روى نقوش سکه ها ميتوان به طرز
آرايش آنها پي برد ، برگردن تمام آنها گر دن بند مرواريد از يک تا 4رديف
آويخته شده است .پادشاهاني که دوران سلطنت آنها طولاني بوده است به خوبي
تغييراتي که براثرگذشت زمان در چهره آنها پديدار شده است را ميتوان مشاهده
نمود. بر روى سکه ها تصوير نيم من يا تمام رخ شاه به طرز دقيقي حکى شده
است و بر پشت سکه ها معمولا نقش ارشک موسس اين سلسله نشسته بر روى سکويى
قرار دارد که کمان بدست گرفته است و اين بپاس احترامي است که آنها نسبت به موسس خاندان خود ابراز ميداشته اند.
کمانداری در ارتش پر افتخار هخامنشي
در سال 556 پيش از ميلاد کوروش بزرگ پادشاه
هخامنش از افق کشور پارس طلوع نمود و در پرتو فروغ درخشان وجود او
امپراطوري با شكوهي تشکيل گرديد که تا آن زمان چشم روزگار نظير آن را
نديده بود. شالودهارتش ايران نيز در همان وقت به دست تواناي آن شاهنشاه
بزرگ ريخته شد و در اثر فداکاري و جان بازي همان ارتش بود که حدود و ثغور
کشور پهناور او همواره در طول چند قرن از تجاوز بيگانگان محفوظ ماند.

سپاه پياده
بنا به گفته گزنفون، تاريخنگار يوناني،
موقعي که کوروش بزرگ فرماندهي ارتش پارس را به عهده گرفت، دستهي اصلي
ارتش ، پياده بود که بيشتر براي رزم از دور بار آمده و به تير و کمان
و زوبين و فلاخن مسلح بود. کوروش براي ايجاد و تقويت روح جنگاوري، به سي
هزار نفر از سربازان پارسي که مطابق اصول تربيت کشور پارس داراي خصايل
سپاهيگري برجستهايي بودند، دستور دادند اسلحه خودشان را به نيزه و شمشير
تبديل كنند و به مبارزه از نزديک و رزم تن به تن خو بگيرند.
اهميت زه در ارتش امپراتوري هخامنشي
کتيبه
داريوش بزرگ، نشانگر نظم اخلاقي هخامنشي و به دور از خشونت است. (کمان)
سلاحي فقط پرتابي است و بر خلاف نيزه، تا فاصله اي دور هم پرتاب ميشود و
ساخت آن نيازمند مهارت در فن خاصي است. (زه کمان) چنان اهميتي داشت که آن
را از روده گاو قرباني براي مهر (خداي جنگ و روشنايي)ميساختند.مزيت کمان
بر نيزه اين است که کمان تيرهاي زيادي را پرتاب ميکرد. اگر به تصاوير دوره
اشکاني بنگريم، ميبينيم که خداي مهر، (به عنوان نماد اين دوران) نيز کمان
بدست دارد.

پيکر تراشي کمان در دوره هخامنشي
در
تخت جمشيد معماران هخامنشي تراش گوشواره و سر و زه و بدنه ی کمان سرباز
بالا، در مقایسه با کمان سرباز زیر، از جمله ی نقوش دیوار شمالی بنای سه
دروازه، متفاوت کار کرده اند . چرا که يکي سرباز پارسي است و ديگري سرباز
ماد .
نقش تير و کمان در مهر داريوش کبير
در زمان داريوش کبير براي ارسال فرامين پادشاه ، در
انتهاي دستور از مهر مخصوص پادشاه استفاده مي کردند.روي اين مهر عکس
داريوش کبير روي يک ارابه جنگي است که شاه با تير و کمان شيري را هدف قرار
داده است. به شير هم چند تير اصابت نموده .با ديدن اين مهر مي توان به
اهميت تير و کمان در ايران باستان پي برد . براي داريوش کمانداري جرء
مهمترين کارهاي زندگي جهت آموزش به سپاهيان محسوب مي شد . لذا لشکري داشت
به نام کمانداران پارسي که فرمانده اين لشگر با فرمانده لشگر نيزه داران
متفاوت و داراي ضوابط خيلي سختي بود.

مهر
استوانه اي داريوش کبير: روي اين مهر به خط ميخي و سه زبان نوشته شده : "
منم داريوش ،پادشاه بزرگ" محل کشف اين مهر در معبد آمون در کشور مصر است .
اما محل نگهداري آن در موزه لوور پاريس است.
نقش تير و کمان در سنگ نگارههاي ايران باستان در شهرستان گلپایگان
سنگ نگارهها يا هنرهاي صخرهاي کهنترين آثار تاريخي
و هنري بهجامانده از بشر هستند. به تعبيري بستر به وجود آمدن حروف رمزي،
خط، تبادل پيام، زبان، تاريخ، اسطورهها، هنر و فرهنگ از سنگ نگارههاست و
آنها از بهترين ابزارهاي رمزگشايي ماقبل تاريخ هستند، سنگ نگارههاي ايران
غالبا در دامنه زاگرس و جا مانده تمدنهاي پيشا تاريخي هستند. تاکنون
بيشتر سنگ نگارههاي ايران در محدوده خمين (تيمره) کشف شده بودند. اما به
تازگي محوطهاي باستاني با تعداد زيادي از سنگ نگارههاي پيش از تاريخ ،
در شهرستان گلپايگان کشف شده است.

تعداد زيادي نقوش شبيه به سگسانان و
گربه سانان، چندين مورد انسان سوار بر اسب، چند مورد انسان در حال شکار،
تير اندازي با کمان، انسان به همراه نوعي از کمند که داراي دو ريسمان است
تير و کمان و هنر ساسانيان
در زمان شاپور دوم ، علاوه بر اينکه در هنگام جنگ از
تيرو کمان استفاده مي کردند از آن براي امرار معاش نيز استفاده فراواني
صورت مي گرفت . پادشاه گروهي را براي شکار آماده مي کرد سپس وارد دشت ها و
جنگل ها مي شد و شکار را در گوشه اي محاصره کرده و توسط تير و کمان آن را
مورد هدف قرار مي دادند.

ظرفی با نقش برجسته ی شاپور دوم در حال شکار شیر، سده ی چهارم، موزه ی ارمیتاژ

ظرف نقره ای با نقش شکار قوچ، سده ی پنجم ب.م.، موزه ی متروپولیتن
تير و كمان به نشانه جنگجويي و پيروزي آشوريان
دراين دو نگاره كه از الواح بابل نوشته « ادوارد شي يرا » ترجمه علي اصغر حكمت برداشته شده است، خداي آشور ديده ميشود كه در يكي تير و كماني
به نشانه جنگجويي و پيروزي آشوريان در دست دارد و در ديگري چهره مهر و
نيرو و توانايي و پادشاهي در دست اوست كه آن را از آيين مهري ايرانيان
گرفته اند و خداي آشور در ميان گرده خورشيد پيداست و چنانكه ميدانيم
آشوريان « شِمِشْ » يا خورشيد را خداي خويش ميدانستند .


از خورشيد در يشتها با نام اروند اسب يا دارنده اسب تيز رو
ياد شده است و آن نشانه تيز روي خورشيد است و آشوريان آن را تيزپرواز
ميدانستند و بدان روي براي وي پر و بال كشيدند تا پرواز آن را در آسمان
نشان دهند.
در نگاره زیر كه از نيمه دوم هزاره سوم پيش از ميلاد، از
آكاد به دست آمده است و اكنون در موزه بريتانيا است، نجات خداي خورشيد
توسط یک کماندار ديده ميشود .

انواع جوامع پیش از
امروز را می توان در سه گروه اصلی تقسیم بندی کرد: شکارگران و,جوامع
کشاورزی یا شبانی و تمدن های غیرصنعتی یا دولتهای سنتی.
جوامع شکارگر ( تیر و کمان )و گرداورنده خوراک

نخستین نوع جامعه انسانی
مرکب از شکارگران و گرداورندگان خوراک بود. این گروه ها معاش خود را تنها
از راه شکار و گرداوری گیاهان خوراکی تامین می کردند.این جوامع از 500000
سال پیش وجود داشته اند و امروز 0.001 جمعیت جهان را به خود اختصاص می
دهند که نشان از حرکت به سوی نابودی این شیوه زندگی دارد. صرف کهنگی و
اضمحلال ساختاری نباید ما را از تامل در برخی جزئیات آن باز دارد.مانند
این نکته که در جوامع شکارگر در مقایسه با سایر جوامع بزرگتر نابرابری
بسیار اندک دیده می شود.به دلیل دارائی های اندک اعضای جامعه -که تنها
شامل وسایل شکار و خانه سازی و پخت و پز و در مجموع آنچه لازمه رفع تنها
نیازهای اولیه انسان است می باشد- برتری مالی بطور محسوسی وجود
ندارد.تفاوتهای مقام و مرتبه تنها محدود به سن و جنس است و وظایف شکار و
مراقبت از کودکان و حل و فصل مشکلات بر همین اساس بترتیب بین زنان و مردان
و ریش سفیدان تقسیم می شود.
این گروه ها اغلب قلمرو ثابتی دارند و بطور منظم در حول و حوش آن مهاجرت میکنند.